از علم الادب به سوی ادبیاتشناسی
علم الادب در اصطلاح قدما عبارت بوده است از معرفت باحوال نظم و نثر از حیث درستی و نادرستی و خوبی و بدی و مراتب آن. قدما علم ادب را چنین تعریف کردهاند: «علم صناعی که با آن اسلوبهای سخن شیوا در همۀ احوال و اشکالش بازشناخته میشود».[1] روشن است که از دیرباز ادبیات و علم الادب دو مفهوم جداگانه بوده است. ادبیات، موضوع شناخت است برای علمی که قدما به آن علمُ الادب میگفتند. پس میتوانیم به سیاق نامهای رایج در علوم انسانی که ترکیبی از موضوع + شناخت (جامعهشناسی، زبانشناسی، روانشناسی) است، از اصطلاح «ادبیاتشناسی» برای