اعترافات دانشگاهی (6) شبه علم

شبهِ علم و شبه‌ پژوهش

در فلسفه‎ی علم، «شبه علم»[1] به آزمایش‌ها، نظریه‌ها، و یا باورهایی گفته می‌شود که ادعای «علم بودن» دارند ولی با روش‌های علمی به اثبات نرسیده‌اند. فرضیّات انرژی درمانی، طالع‌بینی و بشقاب پرنده از این نوع هستند. روبرت پارک برای شبه علم مشخصات هفت‌گانه‌ای تعریف کرده است.[2] اما مراد من از شبه علم در این نوشتار، جریان تولید علم در دانشگاه‌های ما و بویژه در علوم انسانی است که تشبه به علم می‌جوید اما علمی بودنش مظنون و مشکوک است.

«شبه علم» در کار ما نوشته‎هایی است که

ادامه نوشته

اعترافات دانشگاهی (5)نظریه انتقادی

رویکرد انتقالی به جای نظریهی انتقادی

دانشگاه ما بویژه در علوم انسانی، سرمست انباشت دانش به روش سنتی است. در این مسیر رقابتهای سهمگین به راه انداخته‌ایم. دست به دست شدن دانش و نقل و انتقال آن از این زبان به آن زبان و از آن کتاب به این کتاب، حد اعلای تلاش علمی ما شده است. فرایند انتقال و دست به دست کردن دانش، مانع ظهور فرهنگ انتقادی شده است. ترجمه و تألیف رایج در گفتمان دانشگاهی مبتنی بر نقل و استناد است. ناقلان دانش، مؤلفان و مترجمان، کاروان سالاران علم

ادامه نوشته

اعترافات دانشگاهی (4): تورم علمی

تورم علمی ناشی از تولید «شبهِ علم»

انباشتگی نامتوازن علم، عالم و معلومات، از برکات جنبش شبه علمی دانشگاهی است که آن را «تورم علمی» باید نامید. تورم در علم اقتصاد بر افزایش سطح عمومی تولیدِ پول، درآمدهای پولی و یا قیمت دلالت دارد. تورم به معنی روند افزایش نامتوازن قیمت‌هاست. همین اتفاق در قلمرو علم افتاده است. افزایش ناهماهنگ و بی‌برنامه‎ی سطح عمومی علم، تولید بی‎قاعده‎ی منابع علم و نیروی انسانی شامل عالمان، صاحبان مدرک، مراکز علمی و منشورات علمی سبب تورم و انباشتگی در فضای علمی کشور شده است. همچنان که پول در شرایط تورم اقتصادی ارزش ندارد در شرایط تورم علمی نیز عالم، نشان‎ها و مراتب علمی و تولیدات علمی نیز  بی‌پشتوانه و فاقد ارزش می‌شود.

ادامه نوشته

اعترافات دانشگاهی (3) دانش و آگاهی

دانش‌مندان فاقد آگاهی

سخن را با این پرسش آغاز می‌کنم: به نظر شما آیا آگاهی و دانش مترادفند؟ من آگاهی را از «دانش[1]» جدا می‌دانم. «آگاهی[2]» یا شعور، برآیندی از مواجهه‎ی آدمی است با زیستگاه فرهنگی، اجتماعی‌، تاریخی و جغرافیایی‌اش. این زیستگاه را «بوم‌زیست فرهنگی» می‌نامم. بوم‌زیست فرهنگی، تنها فضای فیزیکی و مادی پیرامون ما نیست بلکه یک شبکه‎ی در هم‌بافته از اقتصاد، و سیاست، دین، فرهنگ و هنر است که هر کدام خود تاریخ ویژه‌ای دارد. بوم‌زیست فرهنگی در لحظه نیست بلکه یک امر تداومی و تراکمی است که از گذشته‌های دور و دراز، اکنونِ ما را درخود تنیده است. گذشته‌های انسانی چنان زنده و مؤثرند که هم درک کنونی ما را برمی‌سازند و هم اکنون ما را در یک لحظه‎ی تاریخی با گذشته و آینده پیوند می‌دهند.

ادامه نوشته

اعترافات دانشگاهی (2)درجه‌ی صفر نگارش

نوشتن زیر درجهی صفر نگارش

بسیاری از دانشگاهیان ویراستاری متن را امری تزیینی و استحسانی می‌پندارند و چندان جدی بدان نمی‌نگرند؛ حال آن که مشکل غالب نوشته‌های ما فراتر از کاربرد نادرست زبان و ناپیراستگی متن است؛ بسیاری از نوشته‌ها فروتر از درجه‎ی صفر نگارش است. این که می‌گوییم «نوشتن زیر درجه‎ی صفر نگارش»، یعنی هنوز معنی و اندیشه در سخن مستقر نشده است؛ سخن در جویبار زبان، روان نشده و گزاره، حاوی مُراد گوینده نیست. جمله، منطبق با منطق معنایی زبان نیست؛ جمله‌های بندنوشت‌ها در کنار هم انسجام دستوری و پیوستار معنایی استواری ندارند. نو واژه‌‌هایی که برابر اصطلاحات خارجی ساخته می‎شود از نظر قواعد ساخت‌واژی زبان فارسی نارسایند و ناگویا. از همین روست که متن‌های سست ما، نیم‌خوانده و ناخوانده به بایگانی‌های تخصصی سرازیر می‌شود.

ادامه نوشته

اعترافات دانشگاهی (1) زوال نسل قلم

اندر انقراض نسل قلم در دانشگاه

این روزها بیشینه‎ی سخنان دانشگاهی از صدای مؤثر و سبک حکیمانه تهی است. قلم‌های ما رنگ باخته‌اند و کلام ما به خنثایی و بی‌نشانی دچار آمده‌ است. زبان علم در گفتمان دانشگاهی روز به روز تهی‌دست‌تر شده است؛ واژه‌ها، جمله‌ها و متن‌ها، رسانگی و تأثیر لازم را ندارند. محقق، سوار بر مرکب زبان نیست، بلکه در میدان سخن پیاده است و  قلمش پای‌بسته‎ی نارسایی زبان و فقر واژگان. دریغا ما که همچنان ...

ادامه نوشته

شروع به کار دوباره بلاگفا

بالاخره پس ازمدتی طولانی، امشب دیدم که بلاگفا امکان دسترسی به صفحه مدیریت رامی دهد.

سلام به دوستانی که این روزها در این خانه با سکوت پذیرایی شدند.

ظاهرا بخش زیادی از مطالب در سرورهای اصلی بلاگفا از دسترس خارج شده و تا این ساعت هنوز بازآوری نشده است.

 درود بر شما.