در پژوهشهاي ادبي تمام راهها به تاريخ ادبيات ختم مي‌شود. از اين چشم‌انداز، پژوهشهاي ادبي به «اكنون معنادار» و بازآفريني حال در گذشته و هويت قومي معطوف مي‌شوند. تاريخ ادبيات هر قوم، نمايشگاه هويت اوست. وجود تاريخ ادبيات خوب و قابل اعتماد در يك تمدن، نمايندة غناي ادبي، و روشمندي و سامان‌يافتگي پژوهشهاي ادبي و فرهنگي در آن تمدن است. به ديگر سخن، عصارة تكاپوهاي ذهن و زبان ابناي يك فرهنگ و نيز نقاوة تحقيقات، جريان‌شناسيها و قضاوتهاي انتقادي و تاريخي كه از صافي زمان گذشته و مقبوليت همگاني يافته در تاريخ ادبي ثبت مي‌شود. تاریخ ادبی از ديگر سوي، مادر اغلب دانشهاي ادبی است، زيرا پژوهشگران اين حوزه‌ها، مواد و مصالح كار خود را در تاریخ ادبی می‌جویند.