کاروند پارسی

گفتن جان كندن است و شنيدن جان پروريدن (شمس تبریزی، 1/245).

داور اول

 

در مقالۀ «رویکردهای شعر معاصر به شعر عصر ... » مسأله مهمی طرح شده است اما نویسنده محترم در عمل نتوانسته است از مقاله‌های پیشین ... گامی فراتر رود. ادعای مقاله که نویسنده با زبان ادبی و گاه تب‌زده و شعاری، توأم با یکسونگری و تعصب زیاد برای اثباتش کوشیده‌اند، همچنان در حد یک ادعا باقی مانده است. کاستی‌ها و ناراستی‌های اساسی مقاله از این قرار است:

1. عدم بررسی انتقادی پیشینه مسأله

2. فقدان شواهد و مستندات بایسته برای اثبات مدعای نویسنده

3. یکسونگری‌ها و ارزیابی‌های بسیار شتاب‌زده

4. نادیده انگاشتن و به حاشیه‌راندن جریان‌های دیگر شعر معاصر

5. زبان شاعرانه و شعارگونه

شواهد متعددی برای هر مورد در هامش مقاله آورده ام. بنا بر این مقاله را مناسب چاپ در فصلنامه نقد ادبی نمی‌دانم.

با تجدید احترام

 

داور 2

1-مقدمۀ هفت صفحه ای کلی گویی است و ربط چندانی به اصل موضوع ندارد پس قابل حذف است.

2- نویسنده محترم بهتر است بر روی معیارهای خاص در شعر و شاعران خاص معاصر که از ... تأثیر پذیرفته اند متمرکز شود. روش فعلی بیشتر کلی گویی و تکرار مسائلی است که پیشتر گفته‌اند.

3- مقاله نتیجه روشن و تازه ای به دست نداده است.

داور 3

1- نثر نویسنده  شاعرانه و خطابه‌ای است و استاندارد مقالات پژوهشی را ندارد. با این حال از نظر من جز چند مورد عبارات عاطفی غلیظ و بعضی اغلاط مثل کاربرد «را» بعد از فعل اشکال خاصی ندارد.

2-تاکید بسیار نویسنده بر شعر پس از انقلاب و جهشها و پرشهای بلند از نیما به سلمان هراتی مینماید که وی باید عنوان را از «شعر معاصر» به «شعر انقلاب» محدود می‌ساخت یا در واقع محور و نقطه اتکا را در عنوان این دوره ذکر می‌کرد.

3-به جای ارجاع به کتاب ... در قول ... بهتر است به منبع اصلی آن که ... است ارجاع دهد

4-- با این همه بگمانم نویسنده خوش ذوق بهتر است در این مقاله از عناوین رایج استفاده کند و به جای اصطلاح «درآیه» به جای «مقدمه» همان مقدمه را بیاورد یا درآمد را. امثال این نوع واژه‌سازی در مقاله کم نیست. مقاله را باید به زبان قراردادی نوشت. در چنین مقاله‌ای مجال واژه‌سازی آن هم برای واژه‌های درست و مقبول نیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۶ اسفند۱۳۹۳ساعت 11:9  توسط محمود فتوحی  | 

از بلندگوی راه‌رو بیمارستان با صدای نرمی این ترانه پخش می‌شد: «سر راهت نشینم تا بیایی / در شادی بروی ما گشایی...». پشت در اتاق عمل ضربان قلب خودمان را می‌شنیدیم من، پدربزرگ، هر دو مادر بزرگ، خاله، عمه. شنبه نه صبح هشت فروردین هفتاد و هفت.

بالاخره خانم پرستار نام مرا خواند. رفتم جلو و گفت بفرمایین بچه‌تون رو ببینین. دست و پایم را گم کردم. پشت شیشه‌ی اتاقی پر از نوزادهای چند ساعته. گفت مژدگانی! دادم. سالنی پر از نوزادهای چند ساعته. گفت بیاین تو خودتون پیداش کنین. رنگم پرید. پرستارها خندیدند. همو که مژدگانی گرفته بود به دو تخت کوچک دم در اشاره کرد و گفت: از این دوتا کدوم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۸ فروردین۱۳۹۴ساعت 18:22  توسط محمود فتوحی  | 

بهاران خجسته باد

شادباشاهای نوروزی دوستان چونان نسیم بهاری نشاط‌افزای جان است. خرسندم که در کاروند دوستان تازه‎ای پیدا کرده‌ام. نامهایی که روزانه مهمان بخش نظرات کاروند می‌شوند و از ایشان جز نامی در دست من نیست و اندیشه‌هایی؛ نامهایی که از دل کامنتهای کاروند زاده‌اند: سهراب، دانشجو، دهاتی، عباسقلی، 135، رهگذار، سیمرغ، لبخندی از ته فکر، دوستین، خودم، ... سه نقطه، شاگرد کوچولو، و دیگران.

دوستانی که با هویت نمادین خویش توانسته‎اند توجه و اعتماد ما را به اندیشه و سخن خود جلب کنند. نامهایی که تنها در کاروند می‌شناسیم‌شان. شاید آنها در طول روز در کنار ما باشند ولی در خانه‌ی کوچک کاروند - که تمرین آزادی بیان می‌کند - انسانی دیگرند، مهمانانی اندیشه‌ور و خردورز.

هنگامی که شادباش‌های عباسقلی، 135، رهگذار، سیمرغ، ... سه نقطه، شاگرد کوچولو، را دیدم شادمان شدم. نامهایی که در آغاز به چشم ما جدی نمی‌آمدند و جز نقابی برای آزاد زیستن نبودند اینک خود هویت یافته‌اند شادباش می‌فرستند و ارجمند شده‌اند. دوستانی با پرسونای خاص کاروند.

در این سالها هیچ شادباشی برایم به شیرینی شادباش این نقابداران خردمند نبوده است. خرسندم که به برکت مرام آزادی بیان کاروند، امروز دوستانی نقابدار دارم که در نقاب همان رفتار خردمندانه‌ای را دارند که در روابط بینافردی اجتماعی و در میان آشنایان.

چه شکوهی دارند خردمندان و صاحبان اندیشه‌های والا. هر چه باشند و در هر نام و جامه‌ای که باشند والایند و بزرگوار.تصور کنید جامعه‌ای را که نقابدارانش چنین خردمند باشند و سخن جز به فرهنگ و خرد بنگویند. شکل‌گیری این هویت‎های بی‌نشان، برای کاروند که در کار تمرین گفتگوی آزاد است، پدیده‌ای است بسیار مبارک.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه ۱ فروردین۱۳۹۴ساعت 19:18  توسط محمود فتوحی  | 

دانشجویان درس ادبیات معاصر با چه کسانی معاصرند؟

در دانشگاههای ما درس ادبیات معاصر فارسی یک دورۀ 150 ساله را به بحث می‌گذارد که به بلندای تاریخ کشورهای استرالیا و کاناداست. ادبیات معاصر (این دورۀ بلند تاریخی) یک سبک واحد نیست، مکتب یا نهضت نیست، دورۀ ادبی نیست، جریان واحد نیست، که بشود آن را با اصول و قواعد مشخص و  مبانی معین بررسی و تبیین و تحلیل کرد، بلکه بُرشی از تاریخ ادبی است که سرشار از تنوع و دگردیسی و تضاد و تعارض است.

در تمام این سالها دورۀ معاصر به معنی ... (دنبالۀ نوشتار )

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این مطلب در ماهنامۀ فرهنگ امروز (شمارۀ 4 اسفند 1393) منتشر شده است. در این شماره پروندۀ «وضعیت ادبیات معاصر در دانشگاههای ایران» رویکردی انتقادی به مسئلۀ معاصر در دانشگاه دارد. عنوان پرونده: «ادب نو در محاصرۀ مفاخرۀ کهن». دبیر پرونده : بهارۀ بوذری


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 16:38  توسط محمود فتوحی  | 

عنوان مقاله «بررسی مفهوم عشق با تکیه بر تشبیه و وجه شبه در اشعار فریدون مشیری»

رأی دبیر تخصصی:

مقاله صرفا جمع آوری اطلاعاتی است که به هیچ کاری نمی‌آید. اینکه مشیری شاعر عاشقانه‌هاست اظهر من الشمس است و یافتن مفهوم عشق با تکیه بر تشبیه و ارکان و انواع آن هیچ چیزی را در بارۀ مشیری تغییر نمی‌دهد. مقاله فاقد مساله و مجهول است. همین ایراد سبب شده است این همه اطلاعات که با تلاش سخت و طاقت فرسا گرد آوری شده هیچ فایده‌ای نداشته باشد.کاش این همه اطلاعات براساس فرض یا مساله ای جمع آوری می‌شد.

اگر این کار را تمرینی برای درس تشبیه در کلاس بلاغت بدانیم باز هم ارزشی ندارد زیرا تشبیهات مشیری ساده و پیش پا افتاده اند و در آموزش شگردهای هنری تشبیه کارآمد نیستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۷ بهمن۱۳۹۳ساعت 8:33  توسط محمود فتوحی  | 

بسیاری از بیت‎های سبک نازک‌خیال قرن یازده و دوازده، 10 سانتی‌متر نوشتار است و  30 سانتی‌متر معنای نانوشته که از تناسب‌ها و تداعی‎ها به ذهن می‌آید. از این رو سفیدخوانی بیت‌های نازک‌خیالان بیش از سیاهی کلمات آن است:

به بال فــاخته پــرواز می‌كــند چــشمم

ز بس نظاره‌ی آن سرو خوش‌خرام كنم

(شوکت بخاری)

چرا بال فاخته و نه بال کبوتر یا بلبل؟

1. فاخته با سرو نسبت دارد. (صائب: در بغل جاي دهد سرو صفت فاخته را/ قد رعناي تو سرکش‎تر ازين مي‎بايست) و (رودکی:  فاخته بر سرو شاهرود بر آورد / زخمه فرو هشت زندواف به طنبور)

2. سرو استعاره از قد بلند است.

3. نگاه شاعر برای تماشای قامت بلند یار بر بال فاخته پرواز می‌کند.این او هم بر گرد قامت یار در پرواز است و هم درآغوش یار است.

4. «پرواز چشم» هم تداعی پریدن چشم (خبر خوش دیدن یار) می‌کند و هم شباهت حرکت پلک‎ها و مژه‌ها را به حرکت بالهای فاخته در هنگام پرواز در خیال خواننده حاضر می‌سازد.

***

رقم از شكوه‌ی چشم تو از بس سرمه‌آلود است 

محــال است از دریــدن‌های مكتوبم صـــدا خــیزد

(شوکت بخاری)

هنگام دریدن، نامه‌ی من صدا ندارد، زیرا

1.خطوط نوشته‌ام آن قدر از چشم تو شکایت کرده که سراسر سرمه آلود شده است.

2. سرمه راه صدا را می‌بندد. (آواز سرمه خورده به جايي نمي‌رسد/ چشم از کسي مدار به داد سخن رسد. صائب).
3. از بسیاری سرمه در نامه، محال است هنگام دریدن‌ کاغذ از نامۀ من صدایی بلند شود.

***

سرمه‌خیز است ز بس رهگذرت از آهم

نقش پای تو به ره چشم سیه می‌گردد

***

نمی‌دانم كــدامین نــازنین دل بـــرده از دستـت

كه از لب چون رگ لعل است پیدا رشته‌ی آهت

***
بود از شــوخی‌اش جیب مــه و دامــــــان انجــم پر

دو عالم چون دو لب گردیده است از یک تبسم پر

***
منت اکســیر مــا را زنده زیر خـــاک کرد

از طلا گشتن پشیمانیم ما را مس کنید

 

در بوطیقای نازک‌خیالی معانی از کشف تناسب‌ها و تداعیهای میان الفاظ به ذهن متبادر می‌شود. همچنین جوهرۀ تخییل شعری بر پایۀ اغراق و مبالغه استوار است.

دشمن این سبک
این سبک البته مخالفان سرسختی داشته و دارد. واله داغستانی دشمن سر سخت شوکت بخاری گفته است:

«شوكتاي بخارايي كه نازك‌خيالي‌ها را به جايي رسانيده است كه شهباز انديشه به پيرامون آن نمي‌تواند رسيد، چون او را نيز اين روش مساعدت كرده بود في‌الجملة از عهدة آن بر آمد و پيروانش پي را گم كرده به ضلالت افتادند و پنداشتند كه سخن ايشان نازك و بلند و بليغ شده است و اگر كسي از اغلاط افهام ايشان خبر داد از وي آزرده شده به مخاصمت و مجادلتش برخاسته، جرح سخنداني  او نمودند و امثالشان تقويت و اعانت آنها كردند. سخندانان زبان بكام خاموشي كشيدند و هرزه‌گويان روش خود را رواج داده، كار سخن را رسانيدند  به جاييكه رسيده است خصوصاً در زمان ما كه هر كس از افراد انسان را بايد شاعر دانست و اگر خلافش ظاهر شود نادر است» (واله داغستاني، 1171 ق: 2380).

شوکت بخاری «در روش خود بى‌نظير و در طرز خود بى‌عديل است. نزاكت افكارش به حدّى رسيده كه بعضى از آنها در نهج اعتدال نمانده است».( ص 1154)


«مى‌توان گفت كه خون مذلّت شعر بعد از زلالى خوانسارى و ميرزا جلال اسير و شوكت بخارايى در گردن ميرنجات مرحوم است، چه زلالى و ميرزا جلال اسير را در بعضى اشعار راه به وادى مهملات افتاده به اعتقاد خود اين روش را نزاكت‌گويى دانسته‌اند و حال آنكه از فرط بى‌مايگى درين وادى پى غلط كرده از منزل مقصود دور افتاده‌اند. از عهدۀ روش نزاكت‌بندى ملاّ ظهورى ترشيزى به قوّت طبع و زور مايه برآمده و هركس تتبّع او كند البتّه كارش به مهمل‌گويى مى‌انجامد. امّا مير نجات مرحوم ماوراى روش آنها طرز تازه‌اى اختراع ١كرده است كه پسنديدۀ طبع عوام شده، يعنى تابع روزمرّۀ اجامره و اوباش و بازاريان گرديده به طريق گفتگوى ايشان بناى شاعرى را گذاشته است و چون اكثر خلق از دريافت دقايق مراتب سخنورى محروم و دست فكرتشان از دامن عرائس حجلۀ فصاحت و بلاغت كوتاه است و بدانچه مطابق سليقه و موافق طبعشان اتّفاق افتاده باشد راغب مى‌باشند، لهذا به روش او رغبت تمام پيدا شده اكثر به همان طرز مايل گرديده، اگر موزون باشند تتبّع a ٣٠۴ آن مى‌نمايند و الاّ به خواندن و شنيدن اين قسم اشعار قناعت مى‌كنند و برخى ديگر از شعراى زمان ما مثل آقا رضاى اميد كه مخاطب به قزلباش خان بود و جمعى ديگر نازك مهملى‌هاى طرز زلالى و اسير را علاوۀ طرز ميرنجات نموده كوس مزخرفات در بام فضيحت مى‌نوازند و اگر احيانا كسى خواهد كه در اين باب سخنى كه خلاف رويّۀ اعتقاد ايشان باشد بگويد بالطبع آزرده شده، بلكه دم از خصومت مى‌زنند-ربّنا احكم بيننا و بين قومنا بالحقّ و أنت خير الحاكمين». (2344- 2345-)

 

+ نوشته شده در  شنبه ۲۵ بهمن۱۳۹۳ساعت 3:1  توسط محمود فتوحی  | 

با سلام و احترام
این جانب مقاله‎ای را با عنوان «نگاهی به هنجارگریزی در شعر دورۀ ... با تکیه بر شعر س. هـ. در تاریخ 93/.../17 برای فصلنامه فرستادم و در تاریخ 93/.../20 مقاله ام رد شد.
شما در قسمت نظر سردبیر نوشته اید: «مقاله به شعر دوره ...  نپرداخته اما در عنوان مدعی این موضوع است.» اگر عنوان مقاله به: نگاهی به هنجارگریزی در شعر ...  تغییر یابد قابل بررسی است؟ در صورت صلاحدید و امکان مجددا مقاله این جانب بررسی شود. با تشکر  ...

با سلام و ارادت خدمت .....
دوست گرامی

در پیشنهاد جدید شما، عنوان بر دوره اطلاق ‎شده و اما محتوا همچنان در باب یک شاعر است. افزون بر این، رویکرد «هنجارگریزی در شعر فلان شاعر یا دوره» یک نوع نقد فرمالیستی در مرحله‎ی ماشینی و مکانیکی است. مقالاتی با این رویکرد عمدتاً «تمرین نقد»در نخستین مرحله‌ی فرمالیستی فرومانده‎اند که در بهترین شکلش به کار «آموزش نقد فرمالیستی» می‌آیند؛ پس مقاله‌ی پژوهشی به شمار نمی‌روند زیرا حاوی روش یا ایده‌ی نوی نیستند.

شما مقاله خود را با عنایت به این دو پرسش وارسی کنید ببینید آیا مقاله پژوهشی است؟
دستاورد تازه‌ی مقاله شما چیست؟
آیا مقاله «پیوستار معنادار» یا «نظام تازه»‎ای از هنجارگریزی را در سبک شاعر مورد نظر کشف کرده است؟ مثلاً: شکلی از واژ‎سازی بی‌سابقه، شکلهای نحوی و دستوری بی‌سابقه؟ صناعت بلاغی تازه و بی‌سابقه؟ فرم تازه و بی‌سابقه؟ شکلها و کمینه‌های محتوایی غریب و نامأنوس. یا هر عنصری که این شاعر را منفرد سازد.

فصلنامه در این نوع مقالات، دنبال دستاوردهایی می‌گردد که حاوی کشف و تبیین نظامهای ادبی، سبکی و محتوایی بی‎سابقه باشد .
موفق باشید.

+ نوشته شده در  شنبه ۱۱ بهمن۱۳۹۳ساعت 8:43  توسط محمود فتوحی  | 

امیر خسرو دهلوی (متوفی قرن هشتم) هم در پی تعیین شاخص برای  استاد کامل در شعر بوده است. او نوشته است:

«استاد تمام آن‌کسی است که مُخترع طرز و روش خاصی باشد»

(امیر خسرو ، دیباچه غُرة الکمال).

نتایج نظرسنجی کاروند در هشت روز نشان می‌دهد که بیشتر رأی دهندگان با امیر خسرو موافقند. نظر میرتذکره (نشر شعر بسیار) هیچ موافقی در این نظرسنجی نداشته است.

تحلیل نظر سجی در هشت روز

مشارکت در نظرسنجی به نسبت میزان مهمانان وبلاگ بسیار پایین است. میانگین مراجعات روزانه به کاروند 150 است. اگر در 8 روز 1200 نفر از کاروند بازدید کرده باشند و فقط 38 رأی داده‌اند یعنی 3.16% از مهمانان در نظر سنجی شرکت کرده اند.

نقد روش کاروند

مشارکت 3 درصدی رفتار معناداری است. معنای این عدم استقبال چیست؟ ممکن است

  • مسئله برای مراجعان موضوعیت ندارد.
  • مراجعان با گزینه‌ها موافق نیستند.
  • برخی گزینه‌ها مبهم بوده‌اند (مثلاً ش 4)
  • مراجعان محدودند و دفعات مراجعه مکرر (این احتمال بالاست)

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲ بهمن۱۳۹۳ساعت 16:20  توسط محمود فتوحی  | 

در معیاری دیگر شاعری فرد را با یک بیت مسلم می‌دانند:

به یک بیت شاعر مسلم بود       اگر مصرعش مصرعی هم بود (تذکرۀ مردم دیده، 163)

این رویه شاعران فارسیگوی هندی تبار بود که می‌خواستند فهرست تذکره هاشان را فربه کنند. البته پیش از آنها تقی الدین اوحدی بلیانی صاحب تذکره عرفات العاشقین نیز چنین کرده است. او که زندگی و شعر بیش از 4 هزار شاعر را در تذکره اش آورده  در بسیاری موارد نوشته :«معلوم نیست کیست و از کجاست اما این بیت از او را شنیده ام». این تذکره خیلی از شاعران گمنام را آورده مثلاً از 5 نفر با تخلص اسیری نام برده نوشته : «یکی از افراد زمان اسیری تخلص نموده، حقیقتش معلوم نیست»  و یک بیت شعر از او نقل کرده. (1/611) و گروهی مجهول به نام میرزا جلال (ص1061 ) را فهرست کرده. نیز گفته شیخ جمال الدین حلی در تمام عمر یک بیت گفته (ص1031) حاش لله که مرا مهر تو از دل برود / یا خود از خاطرم آن شکل وشمایل برود. برخی همین بیت را به شیخ مطهر حلی نسبت داده اند. و مولانا چاکری عامی گاه بیتی از او سر می زده (ص1039)

چنین گزارشهایی در تاریخ ادبیات ما کم نیست. آیا هر کس بیتی بر زبانش رفت شاعر است؟هر کس چند سطر موزون کرد یا چند نیم‌سطر زیر هم نوشت شاعر است؟

 در نظرسنجی شرکت کنید (انتهای ستون سمت چپ)

مهمترین ویژگی ابرشاعر چیست؟

  • دارای زبان و سبک شخصی
  • خواننده را به تفسیر بکشاند
  • دارای نگرش هستی شناختی خاص
  • دارای انسجام شناختی
  • نمایندۀ هویت جمعی
  • مُبدع شکل و قالب و نوع ادبی
  • اشتمال بر عواطف عام انسانی
  • صاحب شعر بسیار باشد
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲ بهمن۱۳۹۳ساعت 1:23  توسط محمود فتوحی  | 

عجب معیاری داده است میر تذکره!

شاعر کامل بیست هزار بیت شعر گفته باشد و هزار بیت آن بر زبانها جاری باشد.  با این معیار، تاریخ شعر فارسی خلوت می‌شود. آیا در این سالها شاعری با این معیار داریم؟ 

این سخن در ذیل شرح حال میر محمد باقر داماد آمده است.

خلاصه الاشعار، تقی الدین کاشانی. دستنویس سال 1013 قمری. محل نگهداری: کتابخانه مجلس شورای ملی. ش334.(برگ. 372 ر)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۸ دی۱۳۹۳ساعت 19:12  توسط محمود فتوحی  | 

 

دانشجویان عزیز درس بلاغت1

خدا قوت. امید که با روحیه شاد و نیرومند روزهای دشوار امتحانات را سپری کنید.

کسانی که تحقیقشان تا شامگاه جمعه رسیده از این قرارند:
1. اکبریان جاغرق، زهرا
2. پاک طینت، تکتم
3. تمیمی، نوشین
4. جوان فرخانی، ریحانه
5. خسروی، امین
6. قاسمی، فاطمه
7. لوشابی، حسین
8. مالدارکاریزی، مهدی
9. محمدپوریدکی، فاطمه
10. مصطفی زاده گلستانی، شمیم
11. موسوی، مهلاسادات
12. مومنی، نگار
13. نیکوعقیده، سحر
14. سعادت نژاد، زهرا

15. صفیه غفوری کیمیاپور

16. صمدی، ...

تحقیقهایی که بعد از ساعت 14 روز پنج شنبه  25 دیماه ارسال شده است، ارزیابی نمی‌شود.

 

+ نوشته شده در  جمعه ۲۶ دی۱۳۹۳ساعت 21:30  توسط محمود فتوحی  | 

 

 امشب رساله‌ی دکتری داوود پور مظفری با عنوان «مطالعه‌ی سبک‌شناختی گفتارنوشت‌های نثر عرفانی» از زیر ذره‌بین داوری استادان زبده و نکته‌سنجان دقیق‌النظر همچون فتح‌الله مجتبایی، ضیاء موحد، حسین معصومی‌همدانی، شهرام پازوکی، محمد دهقانی با مدیریت علی‌اصغر محمدخانی پیروز بیرون آمد.

جایزه‌ی دکتر فتح‌الله مجتبایی، جایزه‌ای است که به برترین پایان‌نامه‌ی دکتری در رشته‌های زبان و ادبیات فارسی، ادیان و عرفان اهدا می‌شود. اولین دوره‌ی اعطای این جایزه در آذرماه سال ۱۳۹۰ برگزار شد. پایان‌نامه‌ی برگزیده پس از بررسی هیأت داوران، متشکل از برجسته‌ترین استادان رشته‌های ادیان و عرفان و زبان و ادبیات فارسی، برای دریافت جایزه معرفی و علاوه بر دریافت لوح تقدیر و جایزه‌ی نقدی، امکان نشر آن در انتشارات هرمس فراهم می‌شود.

خیلی خوش‌حالم که سومین رساله‌ی دکتری ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی در جایزه‌ی فتح الله مجتبایی جزو برندگان است. امسال چهارمین دوره‌ی اعطای این جایزه است و در سه دوره‌ی آن دانشجویان گروه ادبیات دانشگاه فردوسی در شمار برندگان بوده‌اند:

1390- نخستين دوره : رسالۀ سميرا‎ ‎بامشکي با عنوان «تحليل روايت شناسانه داستان‌هاي‎ ‎مثنوي»

1392: سومین دوره : رسالۀ سلمان ساکت با عنوان «تصحیح انتقادی کیمیای سعادت- ربع عبادت(همراه با مقدمه، تعلیقات و فهارس)»

1393: چهارمین دوره: رسالۀ داوود پور مظفری با عنوان «مطالعه‌ی سبک‌شناختی گفتارنوشت‌های نثر عرفانی

در سال 1392 نیز داوود عمارتی مقدم با عنوان «بررسی تطبیقی خطابه در یونان و روم باستان و بلاغت اسلامی تا قرن پنجم هجری» پایان‌نامه‌ی برتر کشور شناخته شد و در همایش بین‌المللی انجمن ترویج زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه زنجان جایزه دریافت کرد.

انتشارات هرمس چاپ هر چهار رساله را  تعهد کرده و تاکنون رساله‌ی خانم دکتر بامشکی منتشر شده است.

از این کامیابی‌ها افزون باد؛ ایدون باد و ایدون باد

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۳ دی۱۳۹۳ساعت 21:53  توسط محمود فتوحی  | 

اول این یادداشت نویسندۀ یک مقاله را بخوانید:

با عرض سلام خدمت شما بزرگواران در مجلۀ ...: 
1. این مقاله برگرفته از رساله بنده است. لذا در صورت نیاز داشتن به نامه استاد راهنما و مشاور بفرمایید تا آن را برایتان ارسال نمایم. 
2. از آن جا که بنده مشمول خدمت سربازی هستم اگر بتوانم به امید خدا برگه پذیرش این مقاله را تا عید دریافت نمایم توسط بنیاد نخبگان خدمت بنده از دو سال به یک سال کاهش می یابد. لذا اگر کرم نمایید و روال داوری و بررسی مقاله بنده را اندکی زودتر انجام دهید بنده را بسیار مورد تفقد قرار داده اید. 

با تشکر ...

***

از این مطلب سه درس باید بگیریم:

الف) نام افراد هویت و ناموس آنهاست. این روزها دیده‌ایم که مقاله‌ای در مجله‌ای یا در همایشی منتشر می‌شود با نام چهار نفر. وقتی مقاله مورد انتقاد قرار می‌گیرد، مشارکان مقاله (استاد مشاور یا راهنما) می‌گویند هیچ اطلاعی از ارسال مقاله و محتوای آن ندارند؟

- کسی که نام دیگری را بدون اطلاع و اجازۀ وی به عنوان نویسندۀ یک نوشته درج می‌کند، همایش یا مجله‌ای که بدون سند نام  افراد را درج می‌کنند و کسی که از درج بدون مجوز نامش، شکایت نمی‌کند و همگی مرتکب «فعل غیر اخلاقی» شده‌اند. 

ب) درآمیختن مسائل شخصی و مناسبات عاطفی با کار علمی اگر در فرایند ارزیابی تحقیق علمی و انتشار آن تأثیر بگذارد نیز خلاف اخلاق حرفه‌ای است.

متأسفانه این عمل خلاف اخلاق حرفه‌ای از برگه‌های آزمون درسی آغاز شد و اکنون به درخواستهای منضم به پایان‌نامه‌ها و مقالات ارسالی به مجلات رسیده است.  چنین یادداشتهایی در حکم سند است. سندی که طی آن خود نویسنده پیشاپیش به ضعف کار علمی خود اذعان کرده است. 

ج) انگیزۀ انتشار یک تحقیق باید اثبات یک حقیقت باشد اگر اغراض دیگری بر آن تقدم یابد «تحقیق»(1) به حاشیه می‌رود و منافعی غیر از اثبات یک حقیقت، مقدم می‌شود. در این صورت بنا بر سخن مشهور «الفضُل للمتقدم» منافع فردی را بر حقیقت علمی، تفضیل داده‌ایم و از جادۀ حق برون افتاده‌ایم. 

بر پیش‌کسوتان حوزۀ پژوهش واجب است که «حقوق مالکیت فکری» و حقوق نشر (کپی رایت) و مسائل اخلاقی در حرفۀ خود را به محققان جوان و دانشجویان نو قلم گوش‌زد کنند و کار را یک‌سره بر گردن دانشجو  نگذارند.

محیط کار ملموس‌ترین جایی است که اخلاق فردی در آن نمایان می‌شود. پای‌بندی به اخلاق در کار حرفه‌ای و محیط تخصصی، عیار اخلاقی بودن است و گرنه در تعاملات عمومی به سادگی می‌توان به خوش‌اخلاقی و خوش‌رویی شهره شد. فضیلت پای‌بندی به اخلاق حرفه‌ای را از یاد نبریم.

________________________

1. تحقیق: به کنه مطلب رسیدن و واقع چیزی را به‌دست آوردن .(فرهنگ نظام )|| واجب‌کردن و تأکید و اثبات‌کردن چیزی را. (اقرب الموارد) (قطر المحیط).|| اثبات المسئلة بدلیلها. (تعریفات ). در عرف اهل علم، اثبات مسأله به دلیل است ، چنانکه «تدقیق» اثبات دلیل است به دلیل. (کشاف اصطلاحات الفنون ).

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳ دی۱۳۹۳ساعت 8:55  توسط محمود فتوحی  | 

چشمم که افتاد به پوستر نکوداشت دکتر عباس مهیار در شب بخارا. ذوق زده شدم.  شبهای بخارا سنت والایی است در نکوداشت بزرگان. بخارا را زیبنده است که شبی خاطره‌انگیز را به نام استاد ما دکتر عباس ماهیار آذین بندد. ماهیار از معدود معلمانی است که در طول 43 سال شاگردی‌ام هیچگاه طنین صدا و رِنگ جملاتش از ضمیرم نرفته است. او برای ما شاگردان دهۀ شصت نمود یک استاد نبیل و اَدیب اَریب است. بشکوهی و اُبُهّت استادی را همچنان در او تجسم می‌کنم.

می‌آید، بلند می‌شویم. می‌نشیند پشت میز، سیاهۀ حضور و غیاب را می‌گشاید: خانم امینی-فاطمه؛ ایلخانی-ایوب، تقوی-محمد، چراغعلی‌زاده-فاطمه، حاج‌مزدارانی-علیرضا، حکم‌آبادی-محمود، خجسته-ماهرخ؛ خوئینی- عصمت، ذوالفقاری-محسن، زمردی-حمیرا، سلاجقه-پروین، شادروی‌منش-محمد، عارفی-سوسن، غلام-محمد، فتوحی-محمود،  فلاحتی-هادی، کردحیدری-جواد، کریمی-علی، محلاتی-حمید، موسوی-حمیرا، نعیمی-احمد، نقابی-عفت، نقدی بادرودی-حسین، ... هر کدام از شهری و حالا در گوشه‌ای از قلمرو فارسی معلمی می‌کنند. شاید هم بازنشستگانند.

از بالای فریم عینک (این روزها من هم کم‌کمک چنان نگاه می‌کنم) دقیق می‌شد در چهرۀ هر نامی که می‌خواند. انگار باید یقین کند که خود محمود فتوحـ.........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۶ دی۱۳۹۳ساعت 9:37  توسط محمود فتوحی  | 

کم کم ریسمان‌های مویی بلند از خانه‌ها روی دست دخترها روانه‎ی باغهای اطرافِ ده می‌‌شد. عصر روز اول عید، زنهای جوان و دخترها دسته دسته می‎رفتند پای درختهای بلند گردو: درخت جوز روغنی، درخت جوز باصفت، و هر درخت جوزِ بلندی که می‌شد از شاخه‌‌های بلندش تاب انداخت. جامه‌‌های نُونَوار عید زیر درخت‌های بزرگ گردو حلقه می‌زدند. تابها آویخته و های و هوی دختران و ترانه‌‌های مخصوص بادگاه و فریادهای محلی در باغ‌های نوشکفته‎ی بهار می‌‌پیچید.

حسن وقتی ریسمان را انداخت دور گردن شاخه‎ی بلندِ درخت پیر، از آن بالا به پایین 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۸ آذر۱۳۹۳ساعت 22:56  توسط محمود فتوحی  | 

الف)كليات سعدي، تصحیح محمّدعلي فروغي، اميركبير، 1365 ش.  مصرع اوّل اين بيت در ص 482 چنين آمده است:
دگري همين حکايت بکند که من وليکن
چو معاملت ندارد، سـخن آشـنا نبــاشد
ب) درست دو دهه  پس از مرگ سعدی، شاعر هندی حسن سجزي دهلوي (ف 737 ق /1336 م.) معروف به سعدی هندوستان در کتاب فوائدالفواد  در محضر خواجه نظام‌الدّين اوليا این بیت را چنین شنیده:
 به زبانِ هر که جز من برود حدیثِ عشقت (1)
چو معامـــله ندارد، ســخن آشــنا نبــاشد
 
به نظر شما کدام سعدیانه‌تر است؟
-------
1- حسن علاي سجزي دهلوي: فوائدالفواد، به تصحيح محمّد لطيف ملك، انتشاراتِ روزنه، تهران، 1377 ه‍ . ش.
+ نوشته شده در  جمعه ۱۴ آذر۱۳۹۳ساعت 18:0  توسط محمود فتوحی  | 

برگ ارزیابی را معمولاً سردبیر و داوران می‌بینند و بعد نویسندگانی که مقاله آنها پس از داوری رد شده یا مشمول اصلاحات شده باشد. از این رو تصمیم گرفتم فرم ارزیابی را در کاروند منتشر کنم تا از نقد و نظر میهمانان اندیشمند این خانه بهره‌مند شوم؛ امید که با نقد این ملاکها و ارائۀ پیشنهادهای کارآمد، فصلنامه را در ترویج تفکر انتقادی و ارتقاء سطح نقد دانشگاهی یاری کنید.

فرم ارزیابی مقالات فصلنامۀ نقد ادبی
کل امتیازها: 100
امتیاز لازم برای پذیرش مقاله .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۲ آبان۱۳۹۳ساعت 11:47  توسط محمود فتوحی  | 

برای شناخت قابل اعتماد از یک امر تاریخی یایک دوره و جریان باید به درون تاریخ رفت، در آنجا مقیم شد و خیمه زد. درست به همان روشی که مردم‌شناسان قرن بیستم کار می‌کردند. آنها سالها با قبایل بدوی زندگی می‌کردند تا چونان آنها محیط و زندگی را تجربه کنند. زبان، عواطف، روابط و شاکله‌های مفهومی آنها را به قدر وُسع دریابند. بعد از ده یا بیست سال، پژوهشگر مردم‌شناس بالقوه یکی از اهالی قبیله می‌شد و قادر بود چونان یکی از افراد آن قبیله بفهمد، بیندیشد و رفتار کند. بهتر از این نمی‌شود به ذات موضوع تحقیق نزدیک شد. اگر بر این روش ایراد بگیرندکه وقتی محقق این‌چنین در موضوع خود مستغرق شود آیا  ....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۴ آبان۱۳۹۳ساعت 23:35  توسط محمود فتوحی  | 

با عقل گشتم همسفر، یک کوچه راه از بیکسی        شد ریشه ریشه دامنم، از خار استدلالهاm

+ نوشته شده در  سه شنبه ۶ آبان۱۳۹۳ساعت 21:48  توسط محمود فتوحی  | 

دانشجویان عزیز بلاغت 1

در پاسخ به درخواست جمعی از دانشجویان کلاس، آزمون روز یکشنبه 11 آبان برگزار نخواهد شد.

زمان برگزاری یک هفته بعد 18 آبان ساعت 8 تا 8:30

+ نوشته شده در  دوشنبه ۵ آبان۱۳۹۳ساعت 16:9  توسط محمود فتوحی  | 

نویسندگان گرامی

مقالۀ «کاربرد بلاغی وجوه جملات در غزلیات [...] در مقایسه با [...] »

با سلام و عرض ارادت

 بلافاصله پس از دریافت نامۀ دیروز شما مقاله را دو باره خواندم. در توجیه تأخیر در پاسخ به اعتراض شما عرض کنم که من تا کنون ایمیلی از شما دریافت نکرده ام. معمولاً همکاران من در فصلنامه اعتراضات را به ایمیل شخصی من ارسال می کنند. یقین دارم اعتراض شما را همکارانم برای من ارسال کرده‌اند اما به من نرسیده است. ممکن است نامۀ شما وارد بخش هزرنامه‌ها  (spam) در ایمیل من شده باشد. بهتر است تقصیر را به گردن کسی نیندازم و از شما عذر بخواهم و در جبران تأخیرها بکوشم.  اما در باب داوری و مقاله ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ۱۸ مهر۱۳۹۳ساعت 1:13  توسط محمود فتوحی  | 

دانشجویان عزیز

برای جلسۀ روز شنبه 26 مهرماه 20 غزل سهم خود را از کتاب غزلهای سعدی تصحیح غلامحسین یوسفی مشخص کنید آنگاه

الف) در هر غزل سه نوع بیت  ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ۸ مهر۱۳۹۳ساعت 9:12  توسط محمود فتوحی  | 

 

اي خدا جان را تو بنما آن مقام
کاندرو بي حرف مي رويد کلام

هم بگو تو هم تو بشنو هم تو باش
ما همه لاشيم با چندين تراش
+ نوشته شده در  دوشنبه ۷ مهر۱۳۹۳ساعت 8:36  توسط محمود فتوحی  | 

 یک مسألۀ را مُخَمّر کردن بهتر از خواندنِ هزار مسألۀ خام

«در این علم‌های ظاهر تا یک درس را اتقان نکردمی به دیگری شروع نکردمی؛ مثلاً این که چندین گاه می‌خوانَد، برین هیچ نتواند اشکال گفتن. زیادت کردن از بهر آن که چون این درس مُخَمّر نشده باشد چنان که همه فواید و اشکالات که مولانا فرمود توانم إعاده کردن، فردا هرگز درسِ دیگر نگیرم، همان درس را باز خوانم. کسی یک مسأله را مُخَمّر کند چنان که حق آن است، بهتر باشد از آن که هزار مسأله بخواند خام.»

(شمس تبریزی، مقالات ص 137-138)

مولانا:
    تو اگر خراب و مستي به من آ که از من‌استي            و اگر خمار ياري سخني شنو مُخَمّر

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۹ شهریور۱۳۹۳ساعت 8:18  توسط محمود فتوحی  | 

دوست عزیز ... مقاله را خواندم ...

موضوع گرچه کمابیش مورد توجه برخی منتقدان بوده اما پرداختن مستقل به آن با این نگرش، امتیاز مقاله است. شخصاً موافق ساختمان مقاله نیستم، چون قدرت بلاغی ندارد و بر سیاق همان الگوی «تفکر ناخودباور» در نقد ایرانی امروز است. یعنی مغلوب اتوریتۀ نظریه شدن. روش رایج در نقد دانشگاهی ایران امروز چنین است که برای مشروعیت بخشی به ایده‌ها نخست فصل نظری مُشبعی می‌آورند در معرفی یک نظریه، بعد چند نمونه از متن یا موضوع مورد بررسی را پیوست می‌کنند و تمام. این جفای بزرگی است به تحقیق و محقق. بگذریم که سودش به جیب نظریه‌پرداز می‌رود اما به تحقیق نیز اصالت نمی‌دهد. و نتیجۀ زحمات را به انتشار یک مقالۀ آموزشی و ترویجی فرو می‌کاهد.

شما در این مقاله سهم خودتان را ملاحظه کنید:
397 کلمه: بخش آبی : شهر در رمانها= طرح مسئله
1686 کلمه : بخش زرد: نظریه جامعه شناسان در باب شهر آسیایی = بیان علت
890 کلمه: بخش آبی: شواهد مستخرج از رمانها = بیان معلول

دستاورد=آنچه جامعه‌شناسان شهری گفته اند درست است.

نقد:
الف) توزیع نابرابر بخشها: بیش از نیمی از مقاله حرف دیگران است برای مشروعیت دادن به ایدۀ مقاله. و نهایتاً ایده جامعه شناسان شهری بر ایدۀ شما غلبه دارد و رمان فارسی به حاشیه رفته است.

ب) تقدم تحلیل (علت) بر   توصیف (معلول): اول پیش فرض تحلیل را آورده اید و بعد گزارش از رمانها داده اید. این یعنی اول علتها را گفته اید بعد معلول را. در این شکل شما تابع نظر جامعه شناسان شهری بوده اید.

ج) تکرار سخن جامعه شناسان و در هم آمیختگی داده ها.

د) دوپارگی بخش نظری و داده ها


هـ ) آموزشی شدن یا ترویجی شدن مقاله

پیشنهاد:

به نظر می‌رسد برای ارتقاء قدرت اقناعگری و وجه استدلالی باید نخست تصویری جامع و روشن از شهر و مسائل خاص آن در رمانهای اولیۀ ایرانی بیاورید. استعاره‌های که نویسندگان برای شهر آورده اند یادتان نرود. استعاره‌ها بنیاد معرفتی دارند گرچه اشارتی مختصر کرده اید اما وجه ادبی این تحقیق در استخراج چنین وجوهی از نگرش نویسندگان ایران به شهر است .

اگر آنچه در بارۀ شهر آسیایی از زبان جامعه‌شناسان گفته‌اید نخست از دل رمانها بیرون می‌کشیدید و تصویر و تفسیر آن را در رمانها ارائه می‌دادید و بعد تحلیل خود را به نظریۀ جامعه‌شناسان مستظهر می‌کردید اصالت کار بالا می‌رفت. وانگهی تمام سخن جامعه‌شناسان بر مسئلۀ «فقدان تولید در شهر مدرن» متمرکز است. آیا شهر مدرن شده ویژگیهای دیگر ندارد؟ این نگاه تک بعدی است. آیا نمی‌توان چالشهای فرهنگی و نبرد طبقاتی برآمده از آگاهیهای نوین وارداتی را نیز در تصویر سیاهی که نویسندگان از شهر میدهند مؤثر دانست. 

در شکل فعلی مقاله، قدرت استدلال و بلاغت نویسنده مفقود است، محقق ما سخت متکی به سخن جامعه شناسان شهری است.

طرح

اول مسئله را معرفی کنید

دوم: مسائل حاد شهر مدرن را رده بندی کنید و بر اساس رده ها به مقاله موضوعات فرعی بدهید تا ساختار مقاله با ساختار شهر مدرن مطابقت کند. (مثلاً ارائۀ تصویر حاشیه شهر تهران از چند رمان+ خصلت دلالی شهر / شغل‌های کاذب / خانه‌های معروفه، مصرف‌گرایی شهر تهران و ...).

سوم: پس از وصف دقیق مبتنی بر متنها، در ذیل هر عنوان یک ویژگی از شهر مدرن را تحلیل کنید و در بارۀ چرایی آن دلیل بیاورید یا به نظر جامعه شناسان را در مقام تحلیل و تفسیر مسئله استناد کنید. یعنی روند منطقی سه مرحله‌ای 1) توصیف، 2) تفسیر داده‌ها 3) تبیین و توضیح چرایی معلولها را طی کنید. تصویر و تفسیری که از یکی از معضلات شهر ارائه می کنید بلافاصله به کمک دیدگاه جامعه شناسان تبیین کنید.

ساختار فعلی مقاله، آموزشی و ترویجی است. از شما انتظار می رود با تسلطی که بر موضوع دارید مقتدرانه بنویسد. اقتدار نوشتن بعد از دانش وافی در گرو طراحی و مدیریت شکل اندیشیدن است. خود را زیر سلطۀ سخن دیگران بردن جفای یه چند سال توقف و توغل در ادبیات و داستان است.

باید از این شیوه بیرون رویم  و «از بایزیدی به‌درآییم مانند مار از پوست».

  دوستدارت محمود

تورنتو چهارم سپتامبر 2014

+ نوشته شده در  جمعه ۱۴ شهریور۱۳۹۳ساعت 10:0  توسط محمود فتوحی  | 

ویراست سوم کتاب  نگارش مقاله پژوهشیروی عکس کلیک کنید و فهرست و بخش‌هایی از کتاب را ببینید

در باره‌ی ویراست سوم

در هفت سالی که از چاپ نخست کتاب آیین نگارش مقاله‌ی علمی- پژوهشی (1385) می‌گذرد این سومین ویراست است که پیش روی شماست. ویراست حاضر با ویراست دوم تفاوت‌های زیادی دارد. این ویراست با افزایش دو فصل، حدوداً سی صفحه بیش‌تر از ویراست پیشین است. کتاب به 9 فصل گسترش یافته و برخی عنوان‌ها متناسب با هدف و محتوای بخش تغییر کرده است. در بسیاری از مقوله‌ها و تقسیم‌بندی‌ها بازنگری‌هایی صورت پذیرفته است. از جمله شاهد تقسیم‌بندی کارآمدتری از مقاله‌های دانشگاهی (بخش 2-1-1) هستید. در باره‌ی تفاوت موضوع و مسئله، مسئله‌سازی، چارچوب نظری و پیشینه‌ی تحقیق (بخش 3-1 تا 3-4)، مباحث تازه‌ای افزوده‌ شده است.

بخش روش‌شناسی تحقیق که در ویراست 1389در دو جای جداگانه دور از هم افتاده بود، در این ویراست به شیوه‌ای کاربردی‌تر بازنویسی شده و پانزده روش در سه رده به اجمال معرفی شده (بخش 3-5) تا کاربران این شیوه‌نامه نسبت به انتخاب روش تحقیق آگاهی بیش‌تری حاصل کنند. در بازنویسی فصل مرجع‌شناسی (5) پایگاه‌های نمایه‌ساز و تارنماها و منابع بیش‌تری برای جست‌وجوی منابع تحقیق آمده و نشانی‌ها و آمارهای کتاب‌شناسی‌ها، تارنماها و پایگاههای اطلاعاتی نیز به‌روز شده است. در این ویراست با دو نرم‌افزار برای یادادشت‌برداری و مرجع‌نویسی آشنا خواهید شد (بخش 3-7 و 4-9) با استفاده از این نرم‌افزارها سرعت، نظم و دقت در پژوهش افزایش می‌یابد. الگوهای ارجاع‌نویسی (بخش3-6) نیز گسترش یافته و در بخش 7-1 شکل الگوهای مرجع‌نویسی منابع به گونه‌ای تنظیم گردیده که یافتن آن‌ها از روی شماره‌ی هرکدام‌ در فهرست کتاب آسان‌تر باشد.

در ویراست حاضر بر «ارجاع به زمان تولید دانش» و نقش آن در مستندسازی اطلاعات تأکید بسیار ورزیده‌ام (بخش 6-3- 4) و کوشیده‌ام پیوسته بر ارجاع به سال تولید دانش یا نزدیک‌ترین زمان به «پیدایی سند» تأکید کنم و الگوی لازم را برای این کار ارائه نمایم. معتقدم که ذکر زمان تولید دانش، شاخص مهمی برای شناخت میزان أصالت و اعتبار منبع است. از این‌رو ذکر سال انتشار، سال تصحیح یا ویرایش، سال چاپ و بازچاپ در قالب‌های دیگر هر کدام ارزش جداگانه‌ای در ارزیابی أصالت منبع دارد.

سپاس‌گزاری از آقای امیر منصوری دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی مشهد که پیشنهادهای کارآمدی داد و با نگاه باریک و نکته‌سنج خود خطاهای متنِ نهایی را گوش‌زد کرد و تشکر از جناب آقای علی اصغر علمی مدیر انتشارات سخن که در عُسرت نشر، دشواری‌های بازچاپ کامل کتاب را با شکیبایی و گشاده‌رویی پذیرا شدند بر این قلم واجب است.

محمود فتوحی رودمعجنی

اسفند 1392 خورشیدی

دانشگاه فردوسی مشهد

+ نوشته شده در  شنبه ۸ شهریور۱۳۹۳ساعت 23:25  توسط محمود فتوحی  | 

-------- پیام اصلی --------
موضوع: ملطفه ای سرگشاده
فرستنده:<BuTaher@gmail.com>
گیرنده: <BuFotooh@Aahoo.com>
گیرندهٔ کپی:

این ملطفه‌ای است رقعت‌گون،از سوی بوطاهر نامقی مر استادم و دوست بوفتوح رودمعجنی را -حفظه ا... و وفقه و عززه فی الدارین- و اما بعد سلام و عرض ارادت، علی الرسم فی امثالها.

بندانم که چرا توقیعات عالی آن جناب دیرکشیده و خیل مشتاقان و ارادتمندان خاموشی چون من و پرخروشی چون دیگران را فیمابین برزخیان خویش و دوزخیان انتظار، فرونشانده است و یله کرده، و دیگر که ویرایش تازه‌ی مکتوب راهنمای تحقیق و نگارش را مهمل و معطل گذاشته. و این روز، شبگیر پنج شنبه غره‌ی ذیقعده، شش روز گذشته از شهریور فرس، که خواب از سرم شده بود و قفیز صبر پرگشته و طوفان خیالات بر من حمله آورده، بر آن شدم تا رقعتی نبیسم مر خداوندگار جهان، سلطان را و از وی درخواهم تا عوایق بردارد و امانی و نهمت ما را منحت فرماید و کار یکرویه سازد. گاه می‌اندیشم تا با خیل منتظران، چاشتگاه به صحرا شویم نماز استسقا را، و از خداوند در خواهیم خون شیر شدن را اندر زمان و برفور اگر تاخیر این مثنوی را سبب بوده، و رفع زحمت را اگر اذناب خامل ذکر و فرومایگان دم کنده که رتبت دستبوس ارباب دنیوی را یدک همی کشند، مسبب و مزاحم بوده. و در نتیجه من که بوطاهر باشم ،با الفی تمام دل خاسته، این رقعت بیهقی وار نبشتم و با ضمان سلامت، به صاحبان برید و مبشران مسرع و خیاره با استران سبک که ایمیل و کاروندگاه استادم بوفتوح باشد، به رغم مشرفان بی مقدار ارباب دنیوی ،گسیل و ارسال داشتم و به مشهد ایشان فرا راندم و پیشکش نموده. و از ایشان درخواسته، خلاصه و پوست‌کنده که: شما که خداوندگار هنر و قلم‌اید -شمشیر را خود بندانم!- این فرا نستانم و بیش روی نیست که بر این تاخیر، زوزنی‌زادگان بی اصل و وضیع و فرومایه را بادی در سرجنبد و قوت گیرند و خوابی بینند مر آب و اعتبار استاد را. و دوستان مشتاق را از غیبت شمس -برزخیان و ویرایش تازه‌ی مکتوب راهنمای نگارش  و پژوهش- دل به دو نیم شود و صفرا فزاید و ضجرت خیزد. و منتظران را لهیب آتش انتظار، دل و جگر بسوزد. و در پسین کلام ازحضرت خداوندگار جهان سلطان،می درخواهم که زلت ها از ما بندگان تجاوز فرماید واز خاتونان وسرپوشیدگان سرای باقی مر استادم را موهبت فرماید. و نیز از استادم و دوست بوفتوح -اعلی ا... مقامه و توفیقاته- می چشم دارم که اگر من بنده بی محابا جسارت کرد و زبان شوخی فرا استاد نمود و به حضرت داور شد مظالم را و باشد که به نادانسته حرمت فرو نهاد که این همه از زخم ضجرت و انتظاری بود که دل به درد می‌داشت، و با نقدی محقر ،اما حلال از دسترنج سوی مصر شد و کوس رسوایی خود به صدا درآورد و آب خویش ببرد، به سبب دوستی دیرین و مشافهه و ممالحت پسین و اکتساب نعم دانش و ادب از خوان گسترده‌ی مکتوبات وزین و تجسس و تعلم در ادبگاه کاروند پارسی این گستاخی روی نمود و در وجود آمد. پس با تکیه بر نواخت سابق استاد، از حضرتش چشم می‌دارم که اگر ژاژی بیند به چیزی نگیرد و اغماض فرماید و نیز با مساهلتی درگذاشتنی این گشادنامه‌ی به رنج آمیخته را جایگاه قبول افتد و با مجاملت و عین رضایت پاسخ عنایت فرماید.

والسلام الاحقر الانام بوطاهر نامقی

غره ذیقعده ۱۴۳۵هجری قمری/ششم شهریور۱۳۹۳شمسی

+ نوشته شده در  جمعه ۷ شهریور۱۳۹۳ساعت 19:23  توسط محمود فتوحی  | 

بنا بر نظر داوران مقالۀ شما باید بازنگری کلی شود:
عنوان سبک‌شناسی تمهیدات ساختاری- نشانه‌شناختی در حکایت‌های اعتقادی [کتاب ....]
این مقاله نگاه تازه ای به یک موضوع سنتی دارد اما شاکلۀ مقاله سست است:
الف) وجه توصیفی بر مقاله غالب است.
ب) علل ایجادی، نقش و کارکرد مقولات شناسایی شده  به بحث گذاشته نشده است.
ج) برخی بخشها دچار ضعف استدلال است.

 پیشنهادها برای بازنگری:

عنوان پیشنهادی فصلنامه: «رابطۀ ساختار با اعتقادات در حکایتهای اعتقادی  [کتاب ....]»
1- طرح دقیق و قوی مسئله و بیان اهمیت آن در ادبیات دینی: مقدمه با طرح مسئله شروع نشده است بهتر است به جای شروع با تعریف حکایت، مسئله مقاله و دلیل اهمیت آن بیان شود.
2- ویرایش عنوانهای اصلی و فرعی و تنظیم روابط میان عنوانها: عنوانهای فرعی را متناسب با عنوان مقاله پیشنهاد داده ایم که در حاشیه نسخۀ مقاله پیوست درج شده است.
3- حک و اصلاح نثر و زدودن جمله‌های حاوی گزاره‌های کلی و عام که در بیان ایدۀ اصلی مقاله فاقد نقشند.
4- ارائۀ تحلیلهای معنادار از مقولات توصیف شده (بیان این که چرا این گونه ساختارها و تمهیداتی انتخاب شده اند؟ گزینش چه میزان تابع سنت است؟ ارزش اقناعی این حکایات چقدر است؟ نقشهای دیگر آنها چیسیت؟)
5- برای این که مقاله ساختار استدلالی و اقناعی قدرتمندتری پیدا کند در شیوۀ نگارش و پاراگراف نویسی بازنگری شود.
6- تشکیک: غفلت از نقش همدلی مخاطب: اگر این حکایتها برای کسی که معتقد نیست (مثلاً اعتقاد به عرفان ندارد یا مسلمان نیست) بیان شود آیا باز هم همین تأثیرات و نقشها را دارد؟ نگاه به موضوع از منظر یک غیر معتقد به مقاله وجه انتقادی قویتری می دهد.
7- «حکایت انتقادی» اصطلاح خاص این مقاله است باید «داخل گیومه» بیاید و دقیق تعریف شود.

پس از بازنگری، مقاله را از طریق همین کد فعلی ارسال کنید.

انتشار مقاله منوط به تأیید داوران است.

بدورد


برچسب‌ها: نقد ادبی
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۳۰ مرداد۱۳۹۳ساعت 10:53  توسط محمود فتوحی  | 

مکاشفات پیشگویانه در اشعار ...

مقاله دو مسئله جدا گانه دارد:
الف) تجربۀ شعری و الهام ها و مکاشفات  شاعرانه در شعر ....
ب) خوش بینی و امید شاعر  به آینده
هر کدام از این دو مسئله می تواند  موضوع مقاله ای جداگانه باشد که با روشهای دقیق متنی و استعاره شناختی بررسی شود.
قبول ارتباط این موضوعها با آپوکالیپس (پیشگویی) که در عنوان مقاله امده و در مقدمه نیز مفصل در باب آن بحث شده است دشوار است.

توضیح:

در لغت نامه ها ذیل واژهء آپوکالیپس آمده است : مکتبی از متون مذهبی مسیحی و یهودی ما بین سنوات ۲۰۰ قبل از میلاد تا ۳۵۰ بعد از میلاد که در آن به پیشگویی در مورد آخرالزمان و نابودی جهان و رستگاری درستکاران پرداخته شده (لغت نامهء میراث آمریکایی)

هر گونه پیشگویی یا مکاشفه خصوصا در مورد در بلایای طبیعی که منجر به نابودی جهان شده یا جنگی که بواسطه آن نیروهای خیر برای همیشه بر نیروهای شر پیروز می شوند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۱ مرداد۱۳۹۳ساعت 18:56  توسط محمود فتوحی  | 

1- مقاله حاوی گزاره های کلی در بارۀ شعر [...] است.
2- نتایج این مقاله نویافته و تازه نیست بلکه در مقالات مکرر و فراوانی که در بارۀ این شاعر نوشته شده است بیان گردیده است (نک. مجموعه مقالات ... و کتاب آقای ... و نیز کتاب .... و بسیاری مقالات دیگران).
3- نویسندگان محترم مقاله نگفته اند که این مقاله  در میان مقالات متعدد و کتابهایی که در بارۀ شعر [...] نوشته شده چه جایگاهی دارد. این مقاله چه مسئلۀ تازه ای در باب شعر [...] طرح کرده که در آن مقالات نبوده است. اگر پیشینۀ تحقیق را به دقت بررسی می کردند قطع یقین از نوشتن این مقاله منصرف می شدند.
موضوع مقاله (طبیعت در شعر [...]) تازگی ندارد.

4- مقاله نه مسئلۀ و مجهول مهمی دارد و نه پشتوانۀ نظری مشخصی.
5- مقاله روش تازه ای برای بررسی موضوع نیز اتخاذ نکرده است.


برچسب‌ها: نقد ادبی
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۵ مرداد۱۳۹۳ساعت 18:45  توسط محمود فتوحی  | 

مطالب قدیمی‌تر