سه شنبه 6 آبان1393

بیت

با عقل گشتم همسفر، یک کوچه راه از بیکسی        شد ریشه ریشه دامنم، از خار استدلالهاm

نوشته شده توسط محمود فتوحی در 21:48 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 5 آبان1393

دانشجویان درس بلاغت 1- جهت اطلاع

دانشجویان عزیز بلاغت 1

در پاسخ به درخواست جمعی از دانشجویان کلاس، آزمون روز یکشنبه 11 آبان برگزار نخواهد شد.

زمان برگزاری یک هفته بعد 18 آبان ساعت 8 تا 8:30

نوشته شده توسط محمود فتوحی در 16:9 |  لینک ثابت   • 

جمعه 18 مهر1393

چرا مقالۀ من پذیرفته نمی‌شود؟ (8) - دیوار کوتاه داور

نویسندگان گرامی

مقالۀ «کاربرد بلاغی وجوه جملات در غزلیات [...] در مقایسه با [...] »

با سلام و عرض ارادت

 بلافاصله پس از دریافت نامۀ دیروز شما مقاله را دو باره خواندم. در توجیه تأخیر در پاسخ به اعتراض شما عرض کنم که من تا کنون ایمیلی از شما دریافت نکرده ام. معمولاً همکاران من در فصلنامه اعتراضات را به ایمیل شخصی من ارسال می کنند. یقین دارم اعتراض شما را همکارانم برای من ارسال کرده‌اند اما به من نرسیده است. ممکن است نامۀ شما وارد بخش هزرنامه‌ها  (spam) در ایمیل من شده باشد. بهتر است تقصیر را به گردن کسی نیندازم و از شما عذر بخواهم و در جبران تأخیرها بکوشم.

اما در باب داوری و مقاله

الف) مرقوم فرموده اید که «داور محترم مقاله را نخوانده، داوری کرده». به گمان من داور ما چندان بیراهه نرفته بود. چون در نسخۀ ارسالی به داور شما تعریف مورد نظرتان از جمله‌واره را نیاورده‌اید  پس ایشان حق داشته با توجه به تعریف رایج جمله واره، آمارها و نتایج را نادرست بداند. او با توجه به فقدان تعریف اصلی‌ترین اصطلاح مقاله، داده‌ها و آمارها را بی‌اعتبار و نتایج را نادرست دانسته است. همین کافی بوده که مقاله را از نیمه نخواند و به ما برگرداند. ما هم به استناد به این رأی درست مقاله را در اولویت پذیرش قرار ندادیم. (دیدم در نسخۀ ارسالی امروز، تعریفتان را از جمله واره به مقاله افزوده‌اید، که حالا  ایراد داور و ابهام را مرتفع می‌کند).

ب) بنده مقاله را با دقت خواندم تا اگر اعتراض شما موجه باشد به داور دیگری ارسال کنم. اما با وجود دقت نظر نویسندگان و روشمندی در جزئیات و یافته‌ها، مقاله را آمادۀ ارسال به داور سوم نمی‌دانم به دلایل روش شناختی و مسائلی که به ساختار منطقی مقاله مربوط است. که جای جای بر حواشی مقاله نوشته ام. برخی از آنها از این قرار است.

1- مقاله در طرح مسئله [علت مقایسۀ وجوه جمله در دو متن و اهمیت این بررسی] ضعف دارد. مسئلۀ اصلی مقاله خام و شتابزده طرح شده است. برخی نتایج جالب است اما ما نمی دانیم چرا این دو متن با هم بررسی می شوند؟

2- روش کار به روشنی توضیح داده نشده است. در مقاله بطور پراکنده از روشهای کاربردشناسی، معناشناسی منطقی، وجهیت، نشانداری، تحلیل محتوا، روایت شناسی استفاده شده است. در حالی که در مقدمه، نظریۀ بینامتنیتبه عنوان چارچوب نظری مقاله مطرح شده است اما در متن مقاله و بخش نتایج، مسئلۀ بینامتنیت فراموش شده است.

 3- به نظر می رسد استفاده از آراء دستورنویسان فارسی در بارۀ « وجه» چندان راهگشای این مقاله نباشد. در بخش وجه امری ایرادی وارد است که آمارها را بی اعتبار می کند و در حاشیه نشان داده‌ام.

4- جنبه توصیفی مقاله غالب است و تحلیل و تفسیر داده‌ها گاه مغفول افتاده است. آمارها و جداول غالباً خاموشند و تفسیری از مسئله به دست نمی‌دهند.

5- مقاله به لحاظ پاراگراف نویسی نیازمند بازنگری است. پاراگرافها گسسته و قدرت استدلال و اقناع مقاله اندک است. گاه نیز ضعف تألیفهایی ناشی از عدم ارتباط جملات در یگ پاراگراف، مشهود است.

6- کاربرد برخی اصطلاحات محل تأمل است: «دیالکتیک در غزلها»، «کمالگرایی [شاعر 1] ؟ «روایت داستانی در غزل [شاعر 1]»؟ از آنجا که این اصطلاحها فنی هستند شُبهه‌ی تزیین مقاله با نظریه و زبان نقد جدید را متداعی می کند. بهتر است اصطلاحات دقیقاً توضیح داده شود یا اصطلاح روشنتری به جای آنها به کار رود.

7- نتایج مقاله به [شاعر 1] محدود شده است. در بخش نتیجه نامی از [شاعر 2] نیامده؟پاسخهای فرضیۀ مقاله کجاست [البته در مقدمه مقاله فرضیه‌ای طرح نشده و به همین دلیل هم از میانه مقاله بحثها پراکنده شده است]؟ نتیجه چنان نوشته شده که گویی مقایسه‌ای بین دوشاعر در میان نبوده و غرض نشان دادن قدرت و بزرگی شاعر 1 است.

8- یافته‌های بخش نتایج همه گزاره‌های توصیفی اند که در متن هم آمده، داده ها تفسیر و تحلیل نشده اند. چرا روش بیان [شاعر 1] چنین است؟ این روش چه کارکردی دارد؟  البته در خلال مقاله اشاراتی شده اما جمع‌بندی روشنی ارائه نشده است.

9- عنوان مقاله، (کاربرد بلاغی وجوه جملات در غزلیات [ شاعر 1] در مقایسه با [ شاعر 2] ) توصیفی و خُنثی است و متضمن ایدۀ خاصی دربارۀ نسبت [ شاعر 1]  و [ شاعر 2] نیست. پیشنهاد می شود ایدۀ اصلی مقاله که در واقع مدعای شماست در عنوان مقاله طرح شود. اگر مدعای شما در عنوان باشد شما تا پایان کار به مدعای خود پایبند خواهید بود و از این روست که گفته اند عنوان خوب، روند نگارش مقاله را پیوسته از آغاز کار تا پایان نگارش کنترل می کند و از گسست مطالب پیشگیری می نماید.

با آرزوی توفیق

محمود فتوحی

20 شهریور 1393

نوشته شده توسط محمود فتوحی در 1:13 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 8 مهر1393

برای دانشجویان کلاس بلاغت 1 مهرماه 1393

نام خانوادگی، نام

شمارۀ غزلها از نسخۀ غزلهای سعدی تصحیح یوسفی، انتشارات سخن.

ابراهیمی، فاطمه

 غزل شمارۀ 1 تا شمارۀ 20

احسان، مهدیه

21-40

اسمعیل زاده نوقابی، اسما

41-60

اکبریان جاغرق، زهرا

61-80

امامی میش مست، وحیده

81-100

ایروانی، فرهاد

101-120

پاک طینت، تکتم

121-140

تخاوی، انسیه

141-160

تمیمی، نوشین

161-180

جوان فرخانی، ریحانه

181-200

خسروی، امین

201-220

رومنجانی، ملیحه

221-240

سرورزاده کلاته عبدل، زهرا

241-280

سعادت نژاد، زهرا

281-300

صمدی، سمیرا

301-320

غفوری کمیاپور، سیده صفیه

321-340

فیروزه چی، فرزانه

341-360

فیوضی شجاعی، یاسمن

361-380

قاسمی، فاطمه

381-400

لوشابی، حسین

401-420

مالدارکاریزی، مهدی

421-440

محمدامینی، بیتا

441-460

محمدپوریدکی، فاطمه

461-480

مصطفی زاده گلستانی، شمیم

481-500

موسوی، مهلاسادات

501-520

مومنی، نگار

521-540

نخعی سرچاه، فاطمه

541-560

نظری کاریزنوی، سعاده

561-580

نهایی، وحیده

581-600

نیکوعقیده، سحر

601-620

ولی زاده، منور

621-640

 

دانشجویان عزیز

برای جلسۀ روز شنبه 26 مهرماه 20 غزل سهم خود را از کتاب غزلهای سعدی تصحیح غلامحسین یوسفی مشخص کنید آنگاه

الف) در هر غزل سه نوع بیت (دستورمند، آشفته و حذف‌دار) را بر اساس الگوی زیر شناسایی و کدگذاری کنید.

ب) بارزترین نمونه از هر کدام را نیز با ذکر دلیل مشخص کنید.

الگوی تحلیل:

1-دستورمند: ابیاتی که چیدمان نحوی طبیعی دارند و با نظم طبیعی زبان فارسی مطابق هستند. مانند:

چشمی که تو را بیند و در قدرتِ بی‌چون مدهوش نماند نتوان گفت که بیناست.

2-آشفته: ابیاتی را که آشفتگی نحوی شدید دارند. یعنی جابجایی عناصر جمله مانع فصاحت بیت شده؛ مثلاً چیدمان بیت زیر مطابق با ساخت طبیعی زبان نیست و به سادگی نظم نمی‌پذیرد:

گر آبروی بریزد میان انجمن‌ت                    به دست دوست، حلال است و گر بریزد خون

شکل بازنویسی شدۀ آن این است:

«اگر آبرویت میان انجمن به دست دوست بریزد، حلال است و اگر خون[ت را هم] بریزد [حلال است] ».

3-حذف‌دار: ابیاتی که بخشی از جمله در آنها حذف شده است.

حذف بند / جمله‌واره

سعدی غم عشق خوبرویان              چندان که تو می‌خوری ندیدم [] =   [که کسی بخورد]

حذف فعل ربطی:

او سخن می‌گوید و دل می‌برد           و او نمک می‌ریزد و مردم کباب [] = [می‌شوند]

حذف بخش پیشین فعل مرکب:

بیچاره از مطالعة روی نیکوان            صد بار توبه کرد و دگر باره [Ø] می‌کند. = [توبه/مطالعه ؟] می‌کند.

 و حذفهای دیگری مانند

حذف «که موصولی» در بند ندایی:

ای [Ø] باغ حسن چون تو نهالی نیافته = ای [کسی که] باغ...

حذف بخش فعلی از فعل مرکب:

گرت به گوشۀ چشمي نظر بود به اسيران /دواي درد من اول [] که [] بي گناه بخستي = [دوا کن] که [آن را]

حذف بند جواب شرط:

گر دست دهد که آستینش گیرم []      ورنه بروم بر آستانش میرم = [آرام می‌گیرمورنه بروم...

حذف جزء پیشین فعل مرکب:

تو که گفته‌اي تأمل نکنم جمال خوبان    [Ø] بکني اگر چو سعدي نظري بيازمايي = [تأمل]

حذف فعل سوگند :

به چشم‌هاي تو [Ø] ، کان چشم کز تو برگيرند      دریغ باشد بر ماه آسمان انداخت = به چشمهای تو [سوگند می­خورم] که آن چشم ...

 حذف مصدر بعد از فعل کمکی

مرا به گوش تو بايد حکايت از لب خويش []   دريغ باشد پيغام ما به دست رسول []  = [گفتن + فرستادن]

حذف موصوف

وز غایت تشنگی که بردم          در حلق نمی‌رود [Ø]  زلالم = [آب]

 ابیات را به روش بالا بازنویسی کنید و اگر در خلال بازنویسی عنصری به اجزای جملۀسعدی اضافه می کنید داخل قلاب بیاورید.

 موفق باشید

 

نوشته شده توسط محمود فتوحی در 9:12 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 7 مهر1393

مقام سخن

 

اي خدا جان را تو بنما آن مقام
کاندرو بي حرف مي رويد کلام

هم بگو تو هم تو بشنو هم تو باش
ما همه لاشيم با چندين تراش
نوشته شده توسط محمود فتوحی در 8:36 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 19 شهریور1393

روش خواندنِ شمس تبریزی

 یک مسألۀ را مُخَمّر کردن بهتر از خواندنِ هزار مسألۀ خام

«در این علم‌های ظاهر تا یک درس را اتقان نکردمی به دیگری شروع نکردمی؛ مثلاً این که چندین گاه می‌خوانَد، برین هیچ نتواند اشکال گفتن. زیادت کردن از بهر آن که چون این درس مُخَمّر نشده باشد چنان که همه فواید و اشکالات که مولانا فرمود توانم إعاده کردن، فردا هرگز درسِ دیگر نگیرم، همان درس را باز خوانم. کسی یک مسأله را مُخَمّر کند چنان که حق آن است، بهتر باشد از آن که هزار مسأله بخواند خام.»

(شمس تبریزی، مقالات ص 137-138)

مولانا:
    تو اگر خراب و مستي به من آ که از من‌استي            و اگر خمار ياري سخني شنو مُخَمّر

 

 

نوشته شده توسط محمود فتوحی در 8:18 |  لینک ثابت   • 

جمعه 14 شهریور1393

چرا مقاله من پذیرفته نمی‌شود (7) اندر بلاغت ساختار مقاله

دوست عزیز ... مقاله را خواندم ...

موضوع گرچه کمابیش مورد توجه برخی منتقدان بوده اما پرداختن مستقل به آن با این نگرش، امتیاز مقاله است. شخصاً موافق ساختمان مقاله نیستم، چون قدرت بلاغی ندارد و بر سیاق همان الگوی «تفکر ناخودباور» در نقد ایرانی امروز است. یعنی مغلوب اتوریتۀ نظریه شدن. روش رایج در نقد دانشگاهی ایران امروز چنین است که برای مشروعیت بخشی به ایده‌ها نخست فصل نظری مُشبعی می‌آورند در معرفی یک نظریه، بعد چند نمونه از متن یا موضوع مورد بررسی را پیوست می‌کنند و تمام. این جفای بزرگی است به تحقیق و محقق. بگذریم که سودش به جیب نظریه‌پرداز می‌رود اما به تحقیق نیز اصالت نمی‌دهد. و نتیجۀ زحمات را به انتشار یک مقالۀ آموزشی و ترویجی فرو می‌کاهد.

شما در این مقاله سهم خودتان را ملاحظه کنید:
397 کلمه: بخش آبی : شهر در رمانها= طرح مسئله
1686 کلمه : بخش زرد: نظریه جامعه شناسان در باب شهر آسیایی = بیان علت
890 کلمه: بخش آبی: شواهد مستخرج از رمانها = بیان معلول

دستاورد=آنچه جامعه‌شناسان شهری گفته اند درست است.

نقد:
الف) توزیع نابرابر بخشها: بیش از نیمی از مقاله حرف دیگران است برای مشروعیت دادن به ایدۀ مقاله. و نهایتاً ایده جامعه شناسان شهری بر ایدۀ شما غلبه دارد و رمان فارسی به حاشیه رفته است.

ب) تقدم تحلیل (علت) بر   توصیف (معلول): اول پیش فرض تحلیل را آورده اید و بعد گزارش از رمانها داده اید. این یعنی اول علتها را گفته اید بعد معلول را. در این شکل شما تابع نظر جامعه شناسان شهری بوده اید.

ج) تکرار سخن جامعه شناسان و در هم آمیختگی داده ها.

د) دوپارگی بخش نظری و داده ها


هـ ) آموزشی شدن یا ترویجی شدن مقاله

پیشنهاد:

به نظر می‌رسد برای ارتقاء قدرت اقناعگری و وجه استدلالی باید نخست تصویری جامع و روشن از شهر و مسائل خاص آن در رمانهای اولیۀ ایرانی بیاورید. استعاره‌های که نویسندگان برای شهر آورده اند یادتان نرود. استعاره‌ها بنیاد معرفتی دارند گرچه اشارتی مختصر کرده اید اما وجه ادبی این تحقیق در استخراج چنین وجوهی از نگرش نویسندگان ایران به شهر است .

اگر آنچه در بارۀ شهر آسیایی از زبان جامعه‌شناسان گفته‌اید نخست از دل رمانها بیرون می‌کشیدید و تصویر و تفسیر آن را در رمانها ارائه می‌دادید و بعد تحلیل خود را به نظریۀ جامعه‌شناسان مستظهر می‌کردید اصالت کار بالا می‌رفت. وانگهی تمام سخن جامعه‌شناسان بر مسئلۀ «فقدان تولید در شهر مدرن» متمرکز است. آیا شهر مدرن شده ویژگیهای دیگر ندارد؟ این نگاه تک بعدی است. آیا نمی‌توان چالشهای فرهنگی و نبرد طبقاتی برآمده از آگاهیهای نوین وارداتی را نیز در تصویر سیاهی که نویسندگان از شهر میدهند مؤثر دانست. 

در شکل فعلی مقاله، قدرت استدلال و بلاغت نویسنده مفقود است، محقق ما سخت متکی به سخن جامعه شناسان شهری است.

طرح

اول مسئله را معرفی کنید

دوم: مسائل حاد شهر مدرن را رده بندی کنید و بر اساس رده ها به مقاله موضوعات فرعی بدهید تا ساختار مقاله با ساختار شهر مدرن مطابقت کند. (مثلاً ارائۀ تصویر حاشیه شهر تهران از چند رمان+ خصلت دلالی شهر / شغل‌های کاذب / خانه‌های معروفه، مصرف‌گرایی شهر تهران و ...).

سوم: پس از وصف دقیق مبتنی بر متنها، در ذیل هر عنوان یک ویژگی از شهر مدرن را تحلیل کنید و در بارۀ چرایی آن دلیل بیاورید یا به نظر جامعه شناسان را در مقام تحلیل و تفسیر مسئله استناد کنید. یعنی روند منطقی سه مرحله‌ای 1) توصیف، 2) تفسیر داده‌ها 3) تبیین و توضیح چرایی معلولها را طی کنید. تصویر و تفسیری که از یکی از معضلات شهر ارائه می کنید بلافاصله به کمک دیدگاه جامعه شناسان تبیین کنید.

ساختار فعلی مقاله، آموزشی و ترویجی است. از شما انتظار می رود با تسلطی که بر موضوع دارید مقتدرانه بنویسد. اقتدار نوشتن بعد از دانش وافی در گرو طراحی و مدیریت شکل اندیشیدن است. خود را زیر سلطۀ سخن دیگران بردن جفای یه چند سال توقف و توغل در ادبیات و داستان است.

باید از این شیوه بیرون رویم  و «از بایزیدی به‌درآییم مانند مار از پوست».

  دوستدارت محمود

تورنتو چهارم سپتامبر 2014

نوشته شده توسط محمود فتوحی در 10:0 |  لینک ثابت   • 

شنبه 8 شهریور1393

انتشار ویراست سوم کتاب آیین نگارش مقاله پژوهشی،

ویراست سوم کتاب  نگارش مقاله پژوهشیروی عکس کلیک کنید و فهرست و بخش‌هایی از کتاب را ببینید

در باره‌ی ویراست سوم

در هفت سالی که از چاپ نخست کتاب آیین نگارش مقاله‌ی علمی- پژوهشی (1385) می‌گذرد این سومین ویراست است که پیش روی شماست. ویراست حاضر با ویراست دوم تفاوت‌های زیادی دارد. این ویراست با افزایش دو فصل، حدوداً سی صفحه بیش‌تر از ویراست پیشین است. کتاب به 9 فصل گسترش یافته و برخی عنوان‌ها متناسب با هدف و محتوای بخش تغییر کرده است. در بسیاری از مقوله‌ها و تقسیم‌بندی‌ها بازنگری‌هایی صورت پذیرفته است. از جمله شاهد تقسیم‌بندی کارآمدتری از مقاله‌های دانشگاهی (بخش 2-1-1) هستید. در باره‌ی تفاوت موضوع و مسئله، مسئله‌سازی، چارچوب نظری و پیشینه‌ی تحقیق (بخش 3-1 تا 3-4)، مباحث تازه‌ای افزوده‌ شده است.

بخش روش‌شناسی تحقیق که در ویراست 1389در دو جای جداگانه دور از هم افتاده بود، در این ویراست به شیوه‌ای کاربردی‌تر بازنویسی شده و پانزده روش در سه رده به اجمال معرفی شده (بخش 3-5) تا کاربران این شیوه‌نامه نسبت به انتخاب روش تحقیق آگاهی بیش‌تری حاصل کنند. در بازنویسی فصل مرجع‌شناسی (5) پایگاه‌های نمایه‌ساز و تارنماها و منابع بیش‌تری برای جست‌وجوی منابع تحقیق آمده و نشانی‌ها و آمارهای کتاب‌شناسی‌ها، تارنماها و پایگاههای اطلاعاتی نیز به‌روز شده است. در این ویراست با دو نرم‌افزار برای یادادشت‌برداری و مرجع‌نویسی آشنا خواهید شد (بخش 3-7 و 4-9) با استفاده از این نرم‌افزارها سرعت، نظم و دقت در پژوهش افزایش می‌یابد. الگوهای ارجاع‌نویسی (بخش3-6) نیز گسترش یافته و در بخش 7-1 شکل الگوهای مرجع‌نویسی منابع به گونه‌ای تنظیم گردیده که یافتن آن‌ها از روی شماره‌ی هرکدام‌ در فهرست کتاب آسان‌تر باشد.

در ویراست حاضر بر «ارجاع به زمان تولید دانش» و نقش آن در مستندسازی اطلاعات تأکید بسیار ورزیده‌ام (بخش 6-3- 4) و کوشیده‌ام پیوسته بر ارجاع به سال تولید دانش یا نزدیک‌ترین زمان به «پیدایی سند» تأکید کنم و الگوی لازم را برای این کار ارائه نمایم. معتقدم که ذکر زمان تولید دانش، شاخص مهمی برای شناخت میزان أصالت و اعتبار منبع است. از این‌رو ذکر سال انتشار، سال تصحیح یا ویرایش، سال چاپ و بازچاپ در قالب‌های دیگر هر کدام ارزش جداگانه‌ای در ارزیابی أصالت منبع دارد.

سپاس‌گزاری از آقای امیر منصوری دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی مشهد که پیشنهادهای کارآمدی داد و با نگاه باریک و نکته‌سنج خود خطاهای متنِ نهایی را گوش‌زد کرد و تشکر از جناب آقای علی اصغر علمی مدیر انتشارات سخن که در عُسرت نشر، دشواری‌های بازچاپ کامل کتاب را با شکیبایی و گشاده‌رویی پذیرا شدند بر این قلم واجب است.

محمود فتوحی رودمعجنی

اسفند 1392 خورشیدی

دانشگاه فردوسی مشهد

نوشته شده توسط محمود فتوحی در 23:25 |  لینک ثابت   • 

جمعه 7 شهریور1393

ملطفۀ سرگشادۀ دوست و همکلاسی عزیزم بوطاهر نامقی وفقه الله به کاروند

-------- پیام اصلی --------
موضوع: ملطفه ای سرگشاده
فرستنده:<BuTaher@gmail.com>
گیرنده: <BuFotooh@Aahoo.com>
گیرندهٔ کپی:

این ملطفه‌ای است رقعت‌گون،از سوی بوطاهر نامقی مر استادم و دوست بوفتوح رودمعجنی را -حفظه ا... و وفقه و عززه فی الدارین- و اما بعد سلام و عرض ارادت، علی الرسم فی امثالها.

بندانم که چرا توقیعات عالی آن جناب دیرکشیده و خیل مشتاقان و ارادتمندان خاموشی چون من و پرخروشی چون دیگران را فیمابین برزخیان خویش و دوزخیان انتظار، فرونشانده است و یله کرده، و دیگر که ویرایش تازه‌ی مکتوب راهنمای تحقیق و نگارش را مهمل و معطل گذاشته. و این روز، شبگیر پنج شنبه غره‌ی ذیقعده، شش روز گذشته از شهریور فرس، که خواب از سرم شده بود و قفیز صبر پرگشته و طوفان خیالات بر من حمله آورده، بر آن شدم تا رقعتی نبیسم مر خداوندگار جهان، سلطان را و از وی درخواهم تا عوایق بردارد و امانی و نهمت ما را منحت فرماید و کار یکرویه سازد. گاه می‌اندیشم تا با خیل منتظران، چاشتگاه به صحرا شویم نماز استسقا را، و از خداوند در خواهیم خون شیر شدن را اندر زمان و برفور اگر تاخیر این مثنوی را سبب بوده، و رفع زحمت را اگر اذناب خامل ذکر و فرومایگان دم کنده که رتبت دستبوس ارباب دنیوی را یدک همی کشند، مسبب و مزاحم بوده. و در نتیجه من که بوطاهر باشم ،با الفی تمام دل خاسته، این رقعت بیهقی وار نبشتم و با ضمان سلامت، به صاحبان برید و مبشران مسرع و خیاره با استران سبک که ایمیل و کاروندگاه استادم بوفتوح باشد، به رغم مشرفان بی مقدار ارباب دنیوی ،گسیل و ارسال داشتم و به مشهد ایشان فرا راندم و پیشکش نموده. و از ایشان درخواسته، خلاصه و پوست‌کنده که: شما که خداوندگار هنر و قلم‌اید -شمشیر را خود بندانم!- این فرا نستانم و بیش روی نیست که بر این تاخیر، زوزنی‌زادگان بی اصل و وضیع و فرومایه را بادی در سرجنبد و قوت گیرند و خوابی بینند مر آب و اعتبار استاد را. و دوستان مشتاق را از غیبت شمس -برزخیان و ویرایش تازه‌ی مکتوب راهنمای نگارش  و پژوهش- دل به دو نیم شود و صفرا فزاید و ضجرت خیزد. و منتظران را لهیب آتش انتظار، دل و جگر بسوزد. و در پسین کلام ازحضرت خداوندگار جهان سلطان،می درخواهم که زلت ها از ما بندگان تجاوز فرماید واز خاتونان وسرپوشیدگان سرای باقی مر استادم را موهبت فرماید. و نیز از استادم و دوست بوفتوح -اعلی ا... مقامه و توفیقاته- می چشم دارم که اگر من بنده بی محابا جسارت کرد و زبان شوخی فرا استاد نمود و به حضرت داور شد مظالم را و باشد که به نادانسته حرمت فرو نهاد که این همه از زخم ضجرت و انتظاری بود که دل به درد می‌داشت، و با نقدی محقر ،اما حلال از دسترنج سوی مصر شد و کوس رسوایی خود به صدا درآورد و آب خویش ببرد، به سبب دوستی دیرین و مشافهه و ممالحت پسین و اکتساب نعم دانش و ادب از خوان گسترده‌ی مکتوبات وزین و تجسس و تعلم در ادبگاه کاروند پارسی این گستاخی روی نمود و در وجود آمد. پس با تکیه بر نواخت سابق استاد، از حضرتش چشم می‌دارم که اگر ژاژی بیند به چیزی نگیرد و اغماض فرماید و نیز با مساهلتی درگذاشتنی این گشادنامه‌ی به رنج آمیخته را جایگاه قبول افتد و با مجاملت و عین رضایت پاسخ عنایت فرماید.

والسلام الاحقر الانام بوطاهر نامقی

غره ذیقعده ۱۴۳۵هجری قمری/ششم شهریور۱۳۹۳شمسی

نوشته شده توسط محمود فتوحی در 19:23 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 30 مرداد1393

چرا مقاله من پذیرفته نمی‌شود (6) مقاله‌ای که نیازمند بازنگری کلی است.

بنا بر نظر داوران مقالۀ شما باید بازنگری کلی شود:
عنوان سبک‌شناسی تمهیدات ساختاری- نشانه‌شناختی در حکایت‌های اعتقادی [کتاب ....]
این مقاله نگاه تازه ای به یک موضوع سنتی دارد اما شاکلۀ مقاله سست است:
الف) وجه توصیفی بر مقاله غالب است.
ب) علل ایجادی، نقش و کارکرد مقولات شناسایی شده  به بحث گذاشته نشده است.
ج) برخی بخشها دچار ضعف استدلال است.

 پیشنهادها برای بازنگری:

عنوان پیشنهادی فصلنامه: «رابطۀ ساختار با اعتقادات در حکایتهای اعتقادی  [کتاب ....]»
1- طرح دقیق و قوی مسئله و بیان اهمیت آن در ادبیات دینی: مقدمه با طرح مسئله شروع نشده است بهتر است به جای شروع با تعریف حکایت، مسئله مقاله و دلیل اهمیت آن بیان شود.
2- ویرایش عنوانهای اصلی و فرعی و تنظیم روابط میان عنوانها: عنوانهای فرعی را متناسب با عنوان مقاله پیشنهاد داده ایم که در حاشیه نسخۀ مقاله پیوست درج شده است.
3- حک و اصلاح نثر و زدودن جمله‌های حاوی گزاره‌های کلی و عام که در بیان ایدۀ اصلی مقاله فاقد نقشند.
4- ارائۀ تحلیلهای معنادار از مقولات توصیف شده (بیان این که چرا این گونه ساختارها و تمهیداتی انتخاب شده اند؟ گزینش چه میزان تابع سنت است؟ ارزش اقناعی این حکایات چقدر است؟ نقشهای دیگر آنها چیسیت؟)
5- برای این که مقاله ساختار استدلالی و اقناعی قدرتمندتری پیدا کند در شیوۀ نگارش و پاراگراف نویسی بازنگری شود.
6- تشکیک: غفلت از نقش همدلی مخاطب: اگر این حکایتها برای کسی که معتقد نیست (مثلاً اعتقاد به عرفان ندارد یا مسلمان نیست) بیان شود آیا باز هم همین تأثیرات و نقشها را دارد؟ نگاه به موضوع از منظر یک غیر معتقد به مقاله وجه انتقادی قویتری می دهد.
7- «حکایت انتقادی» اصطلاح خاص این مقاله است باید «داخل گیومه» بیاید و دقیق تعریف شود.

پس از بازنگری، مقاله را از طریق همین کد فعلی ارسال کنید.

انتشار مقاله منوط به تأیید داوران است.

بدورد


برچسب‌ها: نقد ادبی
نوشته شده توسط محمود فتوحی در 10:53 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 21 مرداد1393

چرا مقاله من پذیرفته نمی‌شود (5)

مکاشفات پیشگویانه در اشعار ...

مقاله دو مسئله جدا گانه دارد:
الف) تجربۀ شعری و الهام ها و مکاشفات  شاعرانه در شعر ....
ب) خوش بینی و امید شاعر  به آینده
هر کدام از این دو مسئله می تواند  موضوع مقاله ای جداگانه باشد که با روشهای دقیق متنی و استعاره شناختی بررسی شود.
قبول ارتباط این موضوعها با آپوکالیپس (پیشگویی) که در عنوان مقاله امده و در مقدمه نیز مفصل در باب آن بحث شده است دشوار است.

توضیح:

در لغت نامه ها ذیل واژهء آپوکالیپس آمده است : مکتبی از متون مذهبی مسیحی و یهودی ما بین سنوات ۲۰۰ قبل از میلاد تا ۳۵۰ بعد از میلاد که در آن به پیشگویی در مورد آخرالزمان و نابودی جهان و رستگاری درستکاران پرداخته شده (لغت نامهء میراث آمریکایی)

هر گونه پیشگویی یا مکاشفه خصوصا در مورد در بلایای طبیعی که منجر به نابودی جهان شده یا جنگی که بواسطه آن نیروهای خیر برای همیشه بر نیروهای شر پیروز می شوند.

 

نوشته شده توسط محمود فتوحی در 18:56 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 15 مرداد1393

چرا مقاله من پذیرفته نمی‌شود (4)

1- مقاله حاوی گزاره های کلی در بارۀ شعر [...] است.
2- نتایج این مقاله نویافته و تازه نیست بلکه در مقالات مکرر و فراوانی که در بارۀ این شاعر نوشته شده است بیان گردیده است (نک. مجموعه مقالات ... و کتاب آقای ... و نیز کتاب .... و بسیاری مقالات دیگران).
3- نویسندگان محترم مقاله نگفته اند که این مقاله  در میان مقالات متعدد و کتابهایی که در بارۀ شعر [...] نوشته شده چه جایگاهی دارد. این مقاله چه مسئلۀ تازه ای در باب شعر [...] طرح کرده که در آن مقالات نبوده است. اگر پیشینۀ تحقیق را به دقت بررسی می کردند قطع یقین از نوشتن این مقاله منصرف می شدند.
موضوع مقاله (طبیعت در شعر [...]) تازگی ندارد.

4- مقاله نه مسئلۀ و مجهول مهمی دارد و نه پشتوانۀ نظری مشخصی.
5- مقاله روش تازه ای برای بررسی موضوع نیز اتخاذ نکرده است.


برچسب‌ها: نقد ادبی
نوشته شده توسط محمود فتوحی در 18:45 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 9 مرداد1393

چرا مقالۀ من پذیرفته نمی‌شود (3)

موضوع مقاله «نقد و بررسی مقالات علمی-پژوهشیِ ادبی در دهۀ 1380»

داور اول:

متاسفانه این مقاله نیز مانند بسیاری از مقالات ادبی که از روش آماری بهره برده اند دچار خطاهای اساسی است.
1- نویسنده در روش نمونه گیری دچار اشتباه فاحش شده اند . درک نادرست از نمونه ی شاهد باعث شده است که کلاً روش نمونه گیری این مقاله اشتباه باشد و نتایج علی القاعده غیرقابل استناد.
2- در کارهای آماری ابتدا باید هدف مشخص باشد و سپس سراغ آمارگیری برویم. اما در این کار تا توانسته اند اطلاعات جمع کرده اند بی آنکه بدانند با این داده ها و اطلاعات چه خواهند کرد؟
مثلاً دلیل آوردن آمار مربوط به جنسیت نویسندگان، تعداد نویسندگان و ... چه می توانسته باشد؟ فرضیه ای برای مقایسه ی نویسندگان زن و مرد و نیز مقالات با تعداد نویسنده ی مختلف ارائه نشده است و آوردن این اطلاعات بی فایده است. مضاف بر اینکه نتایج تحلیلی که پس از جداول آورده شده است غالباً نادرست و غلط است.
3- آمار ارائه شده (با فرض صحت) تماماً توصیفی هستند و هیچ چشم اندازی برای شناخت و حل مشکلات مقاله های ادبی ارائه نمی کند.
4- مشخص نیست رویکردهای متن محور، مخاطب محور نویسنده محور و... بر چه اساسی انتخاب شده اند.

در مجموع در این مقاله تلاشی طاقت فرسا انجام شده است اما به علت عدم آشنایی نویسندگان با تجزیه و تحلیل های آماری به نتایجی غیرقابل استناد و نادرست انجامیده است.

داور دوم:

مولف /مولفان محترم به رغم ایرادی که به انبوه مقالات پژوهشی فاقد روش و رویکرد، وارد می کنند خود فاقد روش شناسی اند. تصور نادرست مولفان این گونه مقالات این است که پرداختن به بحث های آماری فی نفسه واجد ارزش تحلیلی یا تبیینی یا نتقادی یا دربردارنده حیث نظری است درحالیکه این نظریه ها هستند که آمارها را تفسیر می کنند و آنها را به حرف می آورند . اعداد و ارقام بی پشتوانۀ نظریه ها اعداد و ارقام گنگ و خاموشند.
این تقسیم بندی چهارگانه و پنجگانه «متن محور، مولف محور، مخاطب محور و ...»  هم اولا از فرط تکرار نخ نما شده است ثانیا تقسیم بندی دقیقی نیست -شاهدش در همین مقاله موجود است. (جزئیات در کامنتهای  حاشیۀ مقاله پیوست است).

نوشته شده توسط محمود فتوحی در 18:30 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 2 مرداد1393

چرا مقاله من پذیرفته نمی‌شود (2)

با سلام و احترام 

سپاسگزاریم که مقاله «....» را به فصلنامه نقد ادبی ارسال فرمودید. بنا بر رأی داروان  مقاله  قابل انتشار نیست.

دلایل: 

1- در بخش مقایسه میان فرمالیسم و سنت ما: مقاله ی مورد نظر حق مطلب را در مورد سنت بلاغی ما ادا نکرده است. بخش اعظم مقاله به معرفی فرمالیسم اختصاص دارد و بحث مقایسه میان فرمالیسم و سنت بلاغی در دو سه صفحه به سر انجام رسیده است، آنهم با نتیجه گیری های شتابزده. فرمالیست ها بر وحدت میان "فرم و محتوا" تاکید داشتند و ذهن بلاغیون سنتی ما تحت سیطره "دوگانگی لفظ و معنا" بود- و تازه فرم و محتوا هم ارتباط چندانی به لفظ و معنای قدما ندارد-، تحلیل های بلاغی سنتی معمولا از حد بیت و جمله فراتر نمی رود حال آنکه فرمالیست ها کلیت اثر را در نظر داشتند، زیبایی در ذهنیت کلاسیک وسیله است و در ذهنیت مدرن هدف، و... .اساسا بنیان های فکری این دو رویکرد متفاوت تر از آن است که با یکدیگر قابل قیاس باشد. 

2- پانزده صفحه نخست مقاله مروری است بر تاریخچه و اصول فرمالیسم که درمنابع بسیاری تکرار شده و حتی برای خواننده فارسی زبان ملال آور به نظر می رسد. گرچه صورت بندی دقیق آنچه در دیگر منابع آمده می تواند دست کم کارکرد آموزشی داشته باشد، اما در نشریه "نگره" (دفتر ششم، بهار 89) مقاله ای با همین هدف به چاپ رسیده که از مقاله حاضر منسجم تر و روشن تر است. سردبیران آن نشریه این توضیح را در مورد مقاله فوق الذکر داده اند: " نقد و بینش فرمالیستی در کتابهای پرشماری آمده و در این باره چندین مقاله به فارسی نوشته شده است، اما بسیاری از اهل قلم و خوانندگان چنین متن هایی در پی برخورد با متنی هستند که ضمن ارجاعات کافی و مصداق های بارز، تصویری خودبسنده از این دیدگاه ارائه کند.به همین دلیل از آقای جواد اسحاقیان خواسته شد تا متنی با چنین ویژگیهایی تدوین و در اختیاردفتر نقد نگره بگذارد"(پایان نقل قول از نگره). مقاله اسحاقیان به چند منبع لاتین ارجاع داده و در مورد برخی مفاهیم فرمالیستی مثال هایی از ادبیات داستانی معاصر فارسی آورده که روشنگر است.مقاله حاضر نه تنها به یک منبع لاتین هم مراجعه نکرده که جملات و مفاهیم کلیدی فرمالیسم را حتی به صورت تئوریک هم توضیح مبسوط نداده است. مثلا معلوم نیست "مقصود از فرم معنای ویژه ای از شکل اثر هنری است که به ساختار نزدیک است"(ص3) یعنی چه، یا معلوم نیست "هر نشانه ای در فرم نشانه ای برای محتواست" را خواننده چگونه باید بفهمد، یا "فرم همان پویایی محتواست" اساسا چه مفهومی دارد و چگونه باید در یک اثر ادبی این پویایی را درک کرد. مقاله اگر بناست آموزشی باشد باید تا حد ممکن بحث را ملموس کند. 

 

سردبیر 

با ارادت و احترام

 

 

نوشته شده توسط محمود فتوحی در 17:13 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 2 مرداد1393

چرا مقاله من پذیرفته نمی‌شود (1)

این روزها به فکرم رسید که ایراداتی که داوران فصلنامه نقد ادبی بر مقالات می گیرند و ممکن است برای محققان آموزنده باشد در اینجا درج کنم شاید خالی از فایدتی نباشد:
مقاله ای در باب تشبیه و روند دگرگونی تشبیه در سبک خراسانی نام مقاله را نمی نویسم فقط نظر داور را

1- بحث در بارۀ سبک و مسائل نظری آن با آن همه ارجاعات به منابع معتبر انگلیسی، نقش دکوراتیو به مقدمه و بخش نظری مقاله داده است.

2. در بخش نتیجه گیری، نتیجه اصلی مقاله  فقط  همین یک جمله زیر است و بقیه این بخش زاید است:
«در گذار زمان روند دگرگونی ساختمان تشبیه در دیوان شاعران سبک خراسانی، متأثّر از بسته‌تر شدن زاویة ساختمان تشبیه در سبک این دوره بوده است».
این نتیجه تازگی ندارد و از بدیهیات سبک شناسی شعر فارسی است. روند دگرگونی ساختمان تشبیه از تفصیل به موجز و  بلیغ و نهایتاً به استعاره مرشحه پیش می رود.

3. حلاج هیچگاه دیوان فارسی نداشته و دیوان موجود به نام حلاج از کمال الدین حسین خوارزمی شاعر متوفای 840 هجری است. (نک. سید مهدی خیراندیش «حلاج یا خوارزمی؟»در ماهنامه کتاب ماه ادبیات و فلسفه آذر و دی 1384 شماره 98 و 99 و نیز نک. به پایمرد،منصور. دیوان منتسب به حلاج و نظر پیشکسوتان، حاشیه ای بر مقاله «حلاج یا خوارزمی». در کتاب ماه ادبیات و فلسفه » اردیبهشت و خرداد و تیر 1385 - شماره 103 و 104 و 105). سبک این دیوان آشکارا متعلق به گفتمان شعر عرفانی فارسی قرن هفتم به بعد است و این خطا از محقق سبک شناسی با این دقت شایسته نیست.اشعار منتسب به ابوسعید ابوالخیر نیز محل بحث است.

4- مقاله گرچه از روش علمی و نرم افزار تحلیل آماری spss بهره برده اما در واقع زحمت بسیار برای هیچ کشیده است. مجهول مقاله از پیش معلوم بوده است. کاش این دقت و زحمت صرف مسئله‌ای می‌شد که نکته‌ای به دانش ما در باب شعر سبک خراسانی بیفزاید.

جمع امتیازها : 59 از 100 (نمره پذیرش 70 به بالا)

نوشته شده توسط محمود فتوحی در 4:26 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 18 خرداد1393

تاریخ ادبیات برزخیان: دیدار یازدهم: شاعر آنارشیست(روز دوم)

فردا عصر من نیم ساعتی دیر به آغاز جلسه رسیدم. لحن شاعر اعتراض تند شده بود و بی‌پروا و عریان علیه موسیقی سنتی ایرانی حرف میزد.

... نه آقا! متحول نمی‌شه اینا هفتا دایرۀ بسته‌ان شور و ماهور و چهارگاه و همایون و ... شما می‌تونی همه‌شو از هشت صبح تا ظهر بزنی. اینا راوی غزل فارسی‌ان. از یه پیش درآمد شروع می‌شه بعد یه چهار مضراب می‌زنه، بعد یارو عر عر می‌کنه بعد یه تصنیف می‌خونه بعد یه رنگِ نمی‌دونم چی چی می‌زنه. تموم. والله من این قدر نفرت زده‌ام از این موسیقی که اصلاً حوصله‌ی گوش دادنش رو ندارم..

یکی از حضار که حریف شاعر اعتراض نبود گفت:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود فتوحی در 16:40 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 22 اردیبهشت1393

تاریخ ادبیات برزخیان: دیدار یازدهم: شاعر آنارشیست (روز اول)

حدود 25 سال از الآن که شما این سطرها را می‌خوانید به عقب برگشته‌ام. اعلانیه چسبانده‌اند که امروز  بزرگ‌شاعر اعتراض از ایران آمده، در یک میزگرد آزاد ادبی شرکت می‌کند. خبر همه جا پیچیده. این جلسه جنجالهای بزرگی به پا می‌کند که هنوز بعد از بیست و پنج سال حرف و حدیث بر سر آن ادامه دارد. به محل سخنرانی وارد می‌شوم:

Near East Studies Department

«بخش مطالعات خاور نزدیک»

تأسیس 1894 م.

کاغذهای راهنمای سخنرانی مرا می‌کشد به سمت اتاق فارسی، کورس ادبیات معاصر ایران. «در این اتاق  تنگ، چه حرف‌های گنده‌ای زده آن شاعر مو سفید

می‌لغزم توی هوای کلاس. پیرمردی با موهای سپید که لب پایینش بلندتر و آویزان است،

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود فتوحی در 22:13 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 21 اردیبهشت1393

مسئلۀ قبول و اقبال مخاطب

«وقتی میر زیناخان سامان، [در هند] شرحی بر گلستان نوشت، حاشیه‌نشینان، به طریق خوش آمد گفتند که بهتر از گلستان نوشته است. بهبوت رای، تاب شنیدن نیاورده گفت: میر صاحب! شیخ سعدی به هر نهج سرمایه‌ی قبول الهی به دست آورده. این شرح را باید دید که به قبول کسی از بندگانش هم برسد یا نرسد». (تذکره‌ی سفینه‌ی خوشگو، ص 128 : شرح حال بهبوت رای بانیه)

حاقظ گوید:

صد نکته غیر حسن بباید که تا کسی                   مقبول طبع مردم صاحب‌نظر شود

حسد چه مي‌بري اي سست نظم بر حافظ          قبول خاطر و لطف سخن خدا داد است 

کليد گنج سعادت قبول اهل دل است                  مباد آن که در اين نکته شک و ريب کند

جامی گوید:
به مقبولي کسي را دسترس نيست              قبول خاطر اندر دست کس نيست
بســا زيبا رخ نيــکو شــمايل                         که سويش طبع مردم نيست مايل
بسا لولي‌وش شيرين کرشمه                      که ريزد خون ز دلها چشمه چشمه (جامی)

فیض کاشانی گفته است:

گفتم: که مي‌رسد به سرا پرده‌ی قبول؟           گفت: آن که از قبول کسان احتراز کرد

اما اقبال و قبول عامه در نظر بسیاری از قدما عیب بوده است:

انوری گوید

 انوري بهر قبول عامه چند از ننگ شعر          راه حکمت رو، قبول عامه گو هرگز مباش

سنایی گوید:

ز پي رد و قبول عامه خود را خر مکن             زان که کار عامه نبود جز خري يا خر خري

و صائب گوید:

گرفتم ترک دلدار از هجوم بوالهوس صائب         اياز خاص را عيب قبول عامه بس باشد

تشريف خاص پادشهان آدميت است              نتوان قبول عامه به نقد روان خريد

جامی در رد قبول عوام گوید:

شعر کافتد قبول خاطر عام                          خاص داند که سست باشد و خام 

 بيدل دهلوي گوید:
از قبول عام نتوان زيست مغرور کمال              آنچه تحسين ديده‌اي زين قوم دشنام است و بس

نوشته شده توسط محمود فتوحی در 1:24 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 16 اردیبهشت1393

سپاسگزاری

من لم یشکر الخالق لم یشکر المخلوق

از همۀ بزرگوارانی که در سوگ پدرم با خانوادۀ ما ابراز همدردی و  همدلی فرمودند صمیمانه قدردانی  و تشکر می‌کنم. برای همه ایشان از ایزد منان سلامت و طول عمر با عـزت خواستارم.
نوشته شده توسط محمود فتوحی در 12:59 |  لینک ثابت   • 

شنبه 13 اردیبهشت1393

در رفتن جان از بدن

سالها بیت سعدی را شنیده و خوانده بودم اما نفهمیده بودم تا روز سه شنبه عصر ساعت سه و نیم. حالا باتمام وجودم می‌فهمم که سعدی چه گفته است:

                                           در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن

                                      من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می‌رود.

سه سال پیش خواهرم که رفت رفتنش را ندیدم. او را خفته در پارچه‌های سفید بر کف غسال‌خانه بوسیدم. دستهاش سرد بود.

اما پدر!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود فتوحی در 12:14 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 27 اسفند1392

زن‌وارگی تمدن پسامدرن

 بگذار تمدن پسامدرن را تمدن تن بنامیم، چراکه تن، معبد آن است و در آن، فرزند آدمی در ابعاد «تن» به تأمل می‌نشیند. فلسفه‌ی زیبایی‌شناختی در این تمدن بر اصل عُریان واقعیت و نمایش عریان حیات، مبتنی است. «مانکن» رب‌النوع بازارهای مدرن است، که هر لحظه به رنگی در می‌آید و إعجازش مُد است. مناسک در آیین پسامدرن، عبارت است از طواف ویترین‌ها و سعی زیبایی‌شناسانه‌ی چشمها، میان پوشاک و تن. هروله‌ی اندام‌ها در پاساژها و مال‌ها. آرایشگاه‌ها معابد آیین تأنیث شده‌اند و لوازم آرایش هدیه‌های خدایان.

برچسب‌ها: پسامدرن, فمینیسم
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود فتوحی در 2:35 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 19 اسفند1392

قابل توجه دانشجویان درس صائب و دیگران/ دانشگاه فردوسی

دانشجویان عزیز کلاس صائب و دیگران

سلام

با پوزش از این که در  جلسه دیروز، فرصت نیافتم توضیحات لازم در بارۀ تکلیف درس را خدمتتان عرض کنم. قول دادم که موضوع کارهای دانشجویان را از طریق کاروند اعلام کنم. در این یادداشت نام دانشجویان و کاری که باید انجام دهند با پرسشها و اطلاعات لازم آمده است.

لطفا با دقت ادامۀ مطلب را مطالعه فرمایید.

 نورزوتان پر شور و شادمانی

بدرود


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود فتوحی در 11:37 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 15 اسفند1392

ارزش‌های معاصر، مسئلۀ نقد دانشگاهی

از سالها پیش منتقدان مطبوعاتی بر رویکردهای دانشگاه به نقد ادبی و بویژه نقد آثار معاصر خرده می‌گیرند و منتقدان دانشگاهی را متهم به محافظه‌کاری، معاصر هراسی، گذشته‌گرایی و نبش قبر می‌‌کنند. از دیگر سو برای بسیاری از استادان برجستۀ ادبیات فارسی پذیرفتنی نیست که آثار ادبی نوظهور معاصر در شمار مواد درسی یا موضوعات پایان‌نامه و مقالۀ دانشگاهی درآیند. صرف نظر از این که کدام یک از این دو دیدگاه درست است این روزها شاهدیم که تازه‌ترین متنهای ادبی فارسی، بویژه رمان با فاصلۀ کمتر از یکی دو سال پس از انتشار، موضوع پژوهش‌های دانشگاهی شده‌اند.

یکی از دلایل این روزآمد شدن، گسترش ...


برچسب‌ها: نقد ادبی, رشتۀ ادبیات فارسی, معاصر
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود فتوحی در 20:34 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 9 بهمن1392

تعامل مولانا جلال‌الدین بلخی با نهادهای سیاسی قدرت در قونیه

چرایی همدلی و همراهی مولانا جلال‌الدین محمد بلخی با حاکمان سلجوقی و دست‌نشاندگان مغول در آناتولی درخلال غارت پایتخت خلافت اسلامی، پرسشی است که ذهن بسیاری از دوستداران مولانا را به خود مشغول کرده است. مسئله‌ی این مقاله بررسی رفتارهای سیاسی این فقیه و عارف پرنفوذ قونیه و تبیین مبانی نظری این رفتارهاست. برای تبیین مسئله، رفتارهای سیاسی مولانا را براساس اسناد تاریخی در سه سطح بررسی کرده‌ایم:

الف) توصیف ساختار قدرت در قونیه و گزارشی از روابط مولانا با سیاستمداران؛

ب) تفسیر رابطه‌ی رفتارهای سیاسی مولانا با ناخودآگاه سیاسی او؛

ج) تبیین چرایی رفتارها و دلیل وجود تناقض در عمل و اندیشه‌ی سیاسی وی.

مقاله نتیجه می‌گیرد که خرده‌ایدئولوژی "الزام اطاعت از اولی‌الامر"، همراهی متدینان با ظلمه و تأیید آنان را توجیه می‌کند. نیروی عظیم ایدئولوژی مانع آن می‌شود که فردی چون مولوی یا جامعه‌ی او بتواند از تناقضات بنیادین خود آگاه شود. ایدئولوژی نه‌تنها همه‌چیز را توجیه می‌کند، بلکه تناقض‌ها را طبیعی جلوه می‌دهد.

مجلۀ زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی: مقاله 3، دوره 21، شماره 74، بهار 1392، صفحه 49-68

نوع مقاله: پژوهشی
نویسنده: محمود فتوحی   
دانشگاه فردوسی مشهد

دریافت متن مقاله از اینجا



برچسب‌ها: مولوی, قدرت, قونیه, مغول
نوشته شده توسط محمود فتوحی در 13:4 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 6 بهمن1392

ارجاع به سال تولید اندیشه یا سال انتشار کتاب

چرا ذکر سال تألیف کتاب یا مقاله در ارجاع‌نویسی اهمیت دارد؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت که ذکر سال نشانگر تاریخ تولید دانش و اندیشه است که در بررسی پیشینه‌ی تحقیق و در شناخت تاریخ علم حائز اهمیت است. بر مبنای تاریخ تولید دانش است که روند دگرگونی و سیر تحول و تکامل یک دانش یا نظریه را می‌توان شناخت. برای روشن شدن مطلب، فرض کنید کتاب کویین‌تیلیان در سال 2012 میلادی چاپ شده و شما در ارجاع به آن در درون متن‌تان بنویسید (کویین‌تیلیان، 2012 : 234) و در فهرست منابع نیز همان سالِ چاپِ کتاب را بنویسید و مشخصات نشر را به این شکل بیاورید:

Quintilian, Marcus Fabius. (2012); Institutio Orataria, Tr. H.E.Butler, Leob Classical Library ,Cambridge: Harvard University Press.

خواننده‌ی شما اگر کویین‌تیلیان را نشناسد یقیناً خواهد پنداشت که .....

ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود فتوحی در 15:2 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 16 دی1392

چرا پیشینۀ تحقیق مهم است؟

اگر محقق تازه‌کاری بپرسد چرا باید پیشینه تحقیق را با جدیت مطالعه و ارزیابی کنیم؟ در پاسخ می‌گوییم که قبل از شما پژوهش‌هایی مرتبط با موضوع شما انجام شده و شما باید آن‌ها را دقیقا مورد بررسی قرار دهید. براي تعيين هدف و تنظيم سؤالهاي تحقيق، نیاز دارید که منابع و اسناد مربوط به موضوع خود را دقیق بررسی كنید، تا بدانید كه پژوهش‌تان در کجای روند مطالعات آن موضوع تخصصی قرار می‌گیرد.

بررسی پيشينه‌ی بحث در واقع يك مرور انتقادی است و تا آنجا بايد پيش رود كه پيش‌زمينه‌ی ‌تاريخي مسئله را روشن كند و جايگاه تحقيق شما را در ميان پژوهش‌های انجام شده نشان دهد. از یاد نبرید که مخاطبان اصلی مقاله‌ی پژوهشي، صاحب‌نظران در آن موضوع هستند. از سویی نقلِ قول و استناد علمي به آثار پيشين، بخشي از مسئوليت تحقيقي و علمي مؤلف است. خلاصه آنکه در انجام یک پژوهش علمی لازم است که:

-   ارتباط کار خود را با پژوهش‌هایی که دیگران در آن زمینه انجام داده‌اند روشن کنید.

-   بدانید چه كساني به قلمرو مسئله‌ی شما نزديك شده‌اند.

-   مطمئن شوید که كسي به پرسش‌هاي شما پاسخ نداده است.

-   جنبه‌هایی را که پژوهش‌های قبلی به آن توجه نکرده‌اند شناسایی کنید.

-   روند تکاملی پژوهش‌ها را تا این لحظه که قصد شروع تحقیق را دارید بشناسید

-   به ضرورت تازگی و نوآوری در پژوهش خود بیندیشید و میزان آن را تعیین کنید.

-   روش‌های موفق در پژوهش‌های قبلی را به کار گیرید.

-   از تکرار شکست‌های قبلی و کاربرد روش‌های بی‌نتیجه پیش‌گیری کنید.

-   از دوباره‌کاری و تکرار بپرهیزید.

تسلط بر ادبيات تحقيق، شما را در تعريف مسئله، طراحی پرسش، نوشتن فرضيه‌های تحقيق راهنمايي مي‌كند. بررسی کارهای انجام شده شما را از میزان آشنایی صاحب‌نظران با موضوع آگاه می‌کند و کمک می‌کند تا استعداد و انتظارات مخاطبان مقاله یا رساله‌ی دانشگاهی را شناسایی کنید و بدانید پژوهش را چگونه طراحي، مديريت و اجرا كنید. همچنین شما را ياري مي‌كند تا پرسش‌هايتان را پالايش كنید و پرسش‌هاي دقيق و تيزبينانه‌اي درباره‌ی مسئله طرح نمايید.

می‌بینید که مرجع‌شناسي و شيوه‌ی شناسایی و ارزیابی منابع، مؤثرترین اصل در پژوهش دانشگاهي است. بايد به اندازه‌ی كافي منابع و مراجع درباره‌ی موضوع در دسترستان باشد تا به پیشینه‌ی تحقیق تسلط پیدا کنید. براي جست‌وجو دقت و حوصله‌ی كافي به خرج دهيد. ممكن است عنوان‌هاي جالب و جذابي پيدا كنيد، اما به راحتي به اصل منبع دست پيدا نكنيد.

روش بررسی پیشینه‌ی تحقیق

در جستجو و بررسی منابع پیشینه‌ی پژوهش این مراحل را طی کنید:

1)   واژگان کلیدی مسأله تحقیق را مشخص کنید

2)  منابع اطلاعات را با کمک واژگان کلیدی شناسایی کنید.

3)  منابع مرتبط با مسئله‌ی پژوهشی شما را انتخاب کنید.

4)  منابع یافته شده را بر اساس اولویت ارتباط با موضوع تحقیق خود طبقه‌بندی کنید.

5)  چکیده‌ی محتوای هر منبع را بنویسید

6)  منابع اصلی را نقد و ارزیابی کنید.

7)  از منابع و پیشینه پژوهش یک تصویر روشن، با نظم سال‌شمارانه بانگاهی انتقادی بنویسید.

از یاد نبرید که این بخش را باید قبل از تهیه پرپوزال تحقیق بنویسید.

نوشته شده توسط محمود فتوحی در 19:58 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 26 آذر1392

موضوع یا مسئله‌ی تحقيق

بسیاری از پژوهشگران جوان موضوعی در ذهن دارند و همان را مسئلۀ تحقیق می دانند. اما واقعیت آن است که از موضوع تا مسئله هنوز راهی در پیشروی آنهاست. جان ديوئي گفته است كه نخستين گام براي پژوهش، احساس وجود يک «مسئله» است؛ به اين معني که پژوهشگر با مجهول يا مشکلي روبه‌رو شده که نمي‌تواند در مقابل آن ساکت بماند. مسئله‌ی تحقيق، نقطه‌ی آغازين هر گونه فعاليت پژوهشي است. اجازه بدهید تفاوت میان موضوع با مسئله را به اختصار بیان کنم:

فرق موضوع با مسئله:
«موضوع تحقیق» با «مسئله‌ی تحقیق» فرق دارد. شما می‌توانید به راحتی موضوعی را برای تحقیق انتخاب کنید اما به سادگی نخواهید توانست «مسئله» بسازید. مثلاً «مهاجرت نخبگان» یک موضوع است اما هنوز مسئله نیست. اما اگر بخواهید مسئله‌ای برای این موضوع طراحی کنید باید در یکی از این زمینه‌ها پرسش‌های روشن و هدفمند طرح کنید:
-    جمعیت‌شناسی نخبگان مهاجر.        
-    علل مهاجرت نخبگان (اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اعتقادی، علمی ...)
-    مشکلات نخبگان در کشور میزبان (اقتصادی، اعتقادی، فرهنگی ...)
-    پیامدهای مهاجرت برای کشور مبدأ.
-    دستاوردهای نخبگان برای کشور میزبان (اقتصادی، علمی، فرهنگی...)
-    نقش مهاجران نخبه در روابط بینافرهنگی (انتقال، ترکیب، استحاله...)

اگر برای هریک از عنوان‌های بالا بتوانید یک تا سه پرسش جدی طراحی کنید آن‌ها به یک مسئله پژوهشی تبدیل می‌شوند. هر پژوهش، فعالیتی است براي یافتن مجهولی كه هيچ‌كس تا این زمان براي آن پاسخي ارائه نکرده است. پس داشتن مسئله در گرو داشتن «پرسش‌» است. كسي مي‌تواند در يك زمينه‌ی علمي، پرسشهای تازه طرح كند كه بر موضوع پژوهش اشراف داشته باشد. با ذهن خالي و بدون اطلاعات قادر به كشف سؤال نيستیم. به قول مولوي «هم سؤال از علم خيزد هم جواب».
اغلب پژوهشگران جوان، موضوعی را انتخاب می‌کنند و بدون داشتن مسئله و پرسش، پژوهش خود را آغاز ميكنند. آن‌ها پس از گردآوري انبوهي از داده‌ها و مواد درمي‌مانند و نمي‌دانند با آن داده‌ها چه كنند.‌
موضوع مقاله‌ی پژوهشي يا پايان‌نامه‌ی تحصيلي بايد داراي اين ويژگي‌ها باشد:
- روشن و قابل فهم باشد.
- بسیط (واحد) باشد نه مرکب
- خُرد و محدود باشد. می‌دانید که حل مجهولهای بزرگ ممکن نیست.
- نو باشد. اصیل بودن در گرو تازگی و ابداع است.
- پرسش‌هاي جدي و هدفمند را دنبال کند. 

باری، مسئله‌یابی مستلزم داشتن ذهن خلاق و اطلاعات دقیق پیرامون موضوع است.

بعد التحریر:

این یادداشت را گذاشتم که به دوستان بگویم که این روزها در کار روزآمد کردن کتاب آیین نگارش مقاله‌ی پژوهشی هستم و امیدوارم بتوانم ویراست سوم آن را برای چاپ یازدهم تقدیم علاقه‌مندان کنم. اگر نقد و نظری بر ویراست دوم آن کتابچه دارید هدیه کنید و دریغ نفرمایید.

نوشته شده توسط محمود فتوحی در 20:30 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 28 آبان1392

سبک هندی شبیه شعر حجم

آنقدر حرف نگاه تو شنیدم که مرا         پنبه‌ی گوش به رنگ گل بادام بود

در زیر ساخت بیت فوق یک تشبیه سنتی قرار دارد:  چشم= بادام .

اما شاعر و ذوق زمانۀ او این تناسب نخ‌نمای ادبی را به یک تصویر پیچیدۀ پنهان تبدیل میکند تا «معنی بیگانه» مورد پسند مخاطبان روزگارش را بسازد. ذهن با شنیدن واژۀ نگاه، چشم را به یاد می‌آورد و با رسیدن به گوش، گسترۀ تداعی چشم بیشتر می‌شود. اگر خواننده با سنت ادبی (چشم و بادام) آشنا باشد در مصرع دوم استعارۀ مرشحۀ گل بادام را با تداعی چشم کشف می‌کند. این تناسب خیالی دور که شاعر میان «نگاه و بادام و گوش و پنبه» آفریده همان چیزی است که نازک خیالان اصفهانی و دورخیالان هندی به آن «بستن مضمون» می‌گویند.
فهم این مضمونهای پنهانی تلاش می‌طلبد. و لذت معماگونۀ شعر برای شاعر از بستن مضمون حاصل می‌شود و برای خوانند از گشودن آن.
اما مضمون بیت بالا، ادعایی اغراق آمیز است که از تناسبهای تصویری میان نگاه و بادام و گوش و حرف ساخته شده است. فهم مضمون هنوز ساده نیست. منظور شاعر از این که آنقدر حرف نگاه شنیده که «پنبه‌ی گوش به رنگ گل بادام بود» چیست؟

کدام رنگ گُل بادام ؟ شکوفۀ صورتی یا سفید؟

هنوز نمی‌دانیم منظور شاعر از این که پنبۀ گوشش به رنگ گل بادام است چیست؟

آیا او مفتون تناسب میان بادام و گوش و چشم است و به معنای منطقی حاصل از تأویل مجازی اهمیتی نمی دهد؟ یا مانند شاعر حجم قصداً در پی دور کردن خیال خواننده از متن و کشاندن او به حوالی و حواشی پنهان و دور پدیده هاست؟

این بیت از صامت سوداگر چندان پیچیده نیست و تناسبهای پیچیده‌ای میان تصویرها ندارد اما کمک می‌کند که گل بادام را معادل نگاه بفهمیم:

ما را نگه چشم تو از چشم تو خوش‌تر

بـــــادام صفـــاي گـــل بـــادام نــــــدارد

اگر در بیت بالا هم، رنگ گل بادام را استعاره از نگاه سرخ بگیریم آیا می‌شود تصور کرد که پنبۀ گوش از شنیدن نگاههای سرخ شاعر خونی شده است!؟ از این اغراقهای خیالی در شعر نازک خیالان بسیار است. شوکت بخاری در این بیت با چشم و بادام و مغز قلم، مضمونی تازه بسته که قابل فهم‌تر از بیت نخست است.

ز بس امشب رقم‌ها از سواد چشم او كردم

زبان خـــامه‌ي من مغــــز بادام است پنداري

این ادعا که زبان قلم شاعر از مغز بادام است تنها به سبب شباهت چشم به بادام خوشایند و خیالی می‌شود. شاعر آنقدر از سیاهی چشم یار نوشته که گویی زبان قلمش مغز بادام است.

و این آخرین بیت «چشم بادامی» نیز عاطفه ای قوی دارد. هر چند کشف نسبت بادام سیاه (چشم سیاه) با انداختن پیش تابوت دور از ذهن است.

جای آن است که حوران بهشت از دیده

پیش تابــــوت تو بـــادام سیــــــاه اندازند

کوتاه سخن آن که زیبایی‌شناسی سبک دورخیالان بر بنیاد اغراقهای خیالی و غیر قابل تأویل به ساحت فهم عادی شکل گرفته است. آنچه را آنها «صنعت خیال» می نامند همین اغراق در نازکی خیال و بستن تناسبهای تخیلی دور از ذهن است. ابیات بیدل خود از لونی دیگر است و مبنایی دیگر دارد.

 امتداد عمر برد از چشم ما ذوق نگاه
کهنگی‌ها کرد آخر مغز اين بادام تلخ

کس نديد از روغن بادام طوفان جنون
جز غبار من که آشفت از نگاه پرفنش

ياد نگاه او به چــه کيفيتم بسوخت
عمری چراغ خلوت بادام هم شدم

ز خويشم ميبرد جائي که ميگردم بهار آنجا
نگـــاهِ ســاغرِ ايمايِ گـــل بــادام تمهيدش

دور از نگهت حاصلم اين بس که درين باغ
چشمي دهـــم آب از گــل بادام و بگــريم


برچسب‌ها: سبک هندی, شعر حجم
نوشته شده توسط محمود فتوحی در 0:57 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 16 آبان1392

رموزی کاشانی


رموزی (د. 972 قمری) از قریۀ نشلج کاشان بود  در آغاز طالب رمل بود. مریدانی گرد وی جمع شدند؛ ادعای نبوت کرد اما به زنجیر کشیدندش و به دارالمجانین فرستادند. از جنون بهبود یافت. فقه خواند چندان که در مباحث فقهی فقها را مجاب می‌کرد. به الحاد منسوبش کردند. اما در مجلس شاه خاقان طهماسب مقبول افتاد به جهت رمل. کتاب شرایع الاسلام را به نظم آورد.

«فتاوی چند که موافق هیچ مذهبی نبود در میان عوام شهرت داد از آن جمله گفت که کلمۀ طیبۀ علی ولی الله در تشهد نماز واجب است و جزو شهادتین است. و از این قبیل مسأله چند دیگر»

(خلاصة الاشعار تقی الدین کاشی، بخش کاشان. تهران: میراث مکتوب. ص700).

نوشته شده توسط محمود فتوحی در 7:26 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 8 مهر1392

برجسته‌نویسی نام خاص و واژۀ آغازین جمله (3)

در دو یادداشت پیشین کـاروند بحثی با عنوان «برجسته‌نویسی نام خاص و واژۀ آغازین جمله» مطرح کرد. دوستان موضوع را با موافقت و بیشتر مخالفت دنبال کردند. ایرادهایی که در یادداشتها بر این پیشنهاد گرفته‌اند از این قرار است:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود فتوحی در 23:27 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر